مرتضى راوندى

195

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ماليات مىگيرند ، چه حالى دارند ؟ كرمها نيمى از گندم را خورده‌اند و اسب آبى ، بازمانده را از ميان برده است . بر مزرعه دسته‌هاى بزرگى از موش هجوم آورده و ملخ بر سر آن ريخته و چهارپايان و پرندگان قسمت مهمى از آن را ربوده‌اند و اگر كشاورز لحظه‌اى از جمع‌آورى باقيمانده غفلت ورزد ، دزدان خواهند ربود . از اين گذشته تسمه‌هايى كه گاوآهن و بيل را بوسيلهء آن مىبندند پاره شده و بايد نو شود و گاوى كه به گاوآهن بسته مىشد ، مرده‌است . درست در اين هنگام تحصيلدار از كشتى پياده مىشود تا عشريه را وصول كند و دربانان انبارهاى شاهى با چوبدستى و زنگيان با شاخه‌هاى نخل فرا مىرسند و فرياد مىزنند : « بياييد ! » ولى چيزى نيست كه بگيرند و به‌همين جهت ، فلاح بيچاره را به زمين مىاندازند و دست‌وپاى او را مىبندند و به‌طرف ترعه مىكشند و از سر او را به آب مىاندازند ، زنش را نيز با او مىبندند و كودكانش را به زنجير مىكشند و همسايگان از اطراف او فرار مىكنند . . . با اينكه اين قطعهء ادبى ، خالى از گزافه‌گويى نيست تا حدى وضع آن روزگار را مجسم مىكند . پس‌ازآنكه در نتيجهء كار كشاورزان محصول بيش از احتياج فراهم گرديد مجالى براى فعاليتهاى صنعتى و تجارى پيدا شد . چون در مصر مواد معدنى كمياب بود ناچار مواد مورد نياز را از نوبه و عربستان وارد مىكردند و چون معادن مصر در نقاط دوردست بود استخراج آنها مقرون‌به‌صرفه نبود . ظاهرا سلاطين مصر زندانيان محكوم و اسراى جنگى را گاهى تنها و گاه با خانواده‌هايشان به معادن طلا مىفرستادند و آنان آنقدر در اين راه رنج مىبردند تا بميرند . « مبادلات به صورت جنس‌به‌جنس انجام مىشد يعنى مثلا ماهى با كفش يا سبزى مبادله مىشد . » « 41 » صنعتگران صنعتگران مصرى با مفرغ ، شمشير ، خود ، زره ، چرخ ارابه ، غلتك ، اهرم ، قرقره ، چرخ خراطى و مته‌هايى كه سخت‌ترين سنگ را سوراخ مىكرد و ارهء سنگ‌برى مىساختند . علاوه‌براين ، آنها آجر ، سيمان و گچ تهيه مىكردند . ظروف سفالين را با ورقه‌اى از شيشه لعاب مىدادند و شيشه و بدل چينى را با الوان مختلف تزيين مىنمودند . در منبت‌كارى مهارت داشتند و كشتى و ارابه و صندلى و تخت و تابوت را به اين ترتيب آرايش مىدادند . با پوست جانوران چيزهاى مختلف مىساختند و با گياه پاپيروس ، ريسمان ، طناب ، حصير ، كفش سرپايى و كاغذ درست مىكردند . عده‌اى در ميناكارى ، لعاب دادن و ورنىزدن مهارت داشتند و علم شيمى را عملا در كارهاى صنعتى به كار مىبردند . در پارچه‌بافى استاد بودند . ضمن كاوشها ، قطعه پارچه‌اى مربوط به چهار هزار سال قبل پيدا شده كه باوجود تصرف زمان ، ظرافت خود را حفظ كرده و از بهترين پارچه‌هاى بافت امروز ظريفتر است . پشل « 42 » مىگويد : « اگر اطلاعات فنى مصريان را با آنچه خود داريم مقايسه كنيم درخواهيم يافت كه پيش از اختراع ماشين بخار ، ما تقريبا در هيچ‌چيز

--> ( 41 ) . همان ، ص 169 . ( 42 ) . Peschel