مرتضى راوندى
189
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در مصر تقريبا باران نمىبارد و هواى آن صاف است . رود حياتبخش نيل ، از درياچه - هاى ويكتوريا و آلبرت سرچشمه مىگيرد و در اواسط بهار كمآب است ولى بعدا بر اثر باران استوائى افريقا و ذوب شدن برف كوهها رودخانه به طغيان مىافتد و آب آن ، زمينهاى دو طرف را فرامىگيرد . از اوايل پاييز فرو رفتن آب رودخانه شروع مىشود و در اواخر زمستان به سطح طبيعى خود مىرسد و طبقهاى از گلولاى حاصلخيز باقى مىگذارد . همين كه زمين خشك شد كشاورزان به كار كشت مىپردازند . گندم را در آذر مىكارند و در فروردين درو مىكنند . شناسايى مصر اكتشاف تاريخ مصر با حملهء ناپلئون در سال 1798 آغاز گرديد . دردورهء قرون وسطى تنها چيزى كه از مصر مىدانستند اين بود كه اين سرزمين روزى جزو مستعمرات رومى بود . در دورهء رنسانس نيز آغاز تمدن را از يونان مىدانستند و از مصر جز اهرام آن چيزى نمىشناختند . پسازآنكه شامپوليون « 33 » با صبر و شكيبايى بسيار به حل و كشف رموز و نوشتههاى هيروگليفى مصر توفيق يافت ، مقدمات كشف اسرار تاريخى اين ملت باستانى فراهم گرديد . در حدود چهارهزار سال ق . م . ساختن افزارهاى سنگى در سرزمين فراعنه رفتهرفته ظريفتر مىشود و آثار مصنوعات فلزى آشكار مىگردد . در اين دوره تمدن در ميانهء راه شكار و كشاورزى بود . مردم كرجى مىساختند ، گندم را آرد مىكردند ، با الياف كتان پارچه و فرش براى خود مىبافتند ، خود را مىآراستند و با مواد معطر ، خوشبو مىكردند ، از ريشتراشى و اهلى كردن حيوانات آگاه بودند ، نقاشى و صورتسازى را دوست مىداشتند . در همين ايام ، بتدريج ، طبقات و در نتيجه حكومت و دولت به وجود مىآيد و سلاطين و فراعنهاى براين مملكت حكومت مىكنند كه چند تن از آنان ظاهرا خيرخواه و دادگر و اغلب ظالم و بيدادگر بودند . ساختن اهرام مصر ، كه يك يادگار مذهبى است ، به دست سلاطين مستبد و بيدادگر انجام گرفته ؛ به گفتهء هردوت : « بناى نخستين اهرام مصر با تحمل رنج فراوان صورت گرفت ، از كوههاى عربستان سنگ مىكندند و به درهء نيل مىآوردند . در هرنوبت صد هزار نفر ناچار بودند براى مدت سهماه بيگارى كنند . دو سال طول كشيد تا مردم راه ساختند و سنگها را به پاى هرم رسانيدند و به نظر من اينكار از ساختن خود هرم كمتر نيست . » مهندسى در مصر نه تنها از يونان و روم پيشرفتهتر بود ، بلكه از اروپاى قبل از انقلاب صنعتى نيز برتر و بالاتر بود ؛ مثلا در عهد « سنوسرت » سوم ديوارى به طول 43 كيلومتر دور درياچهء موريس كشيدند و با اين كار دو هزار متر زمين باتلاق را قابل كشت ساختند . مهندسين مصرى ترعههاى فراوانى حفر كردند كه بعضى از آنها نيل را به بحر احمر اتصال مىداد . براى كار كردن در زير آب از صندوقهاى غوطهور استفاده مىكردند . سنگهاى كوهپيكر را بر روى تيرهاى آغشته به پيه حركت مىدادند . حملونقل انسان بوسيلهء حيوانات باركش انجام مىگرفت . شتر تا زمان بطالسه در مصر وجود نداشت . مردم فقير پياده سفر مىكردند ولى ثروتمندان در تخت روان مىنشستند و بندگان ، آنها را به هرجا مىخواستند مىبردند . و بعدها استفاده از ارابه نيز معمول گرديد . وسايل ارتباطى زياد نبود
--> ( 33 ) . Champollion