مرتضى راوندى

182

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

و غيبگويان بيش از پزشكان مورد توجه مردم بودند . مردم گمان مىكردند بر اثر گناهى كه مريض مرتكب شده . شيطان به جسم او مسلط گرديده ؛ و به‌همين جهت ، با خواندن عزائم و اوراد و سحر و جادو سعى در معالجهء بيمار مىكردند . داروى آنها معجونى بود از كثافات و گاهى براى تسكين مرض شيطانى كه در تن بيمار است ، به او شير و عسل و كره و گياهان خوشبو مىدادند . از الواح طبى كه از بابليان به‌جاى مانده مىتوان تا حدى به پيشرفت آنها در اين زمينه پىبرد . حمورابى تا حدى فن درمان بيماران را از حيطهء قدرت كاهنان خارج كرد و دستمزد و كيفر اشتباهات طبى را معين نمود . هرگاه طبيب خطا مىكرد و يا كار خود را خوب انجام نمى - داد ناچار بود تاوانى به بيمار بپردازد . ويل دورانت مىگويد : « تمدن بابلى براى بشريت ، آن ثمربخشى تمدن مصرى و يا تنوع و عمق تمدن هندى يا دقت و پختگى تمدن چينى را نداشت . . . از همين بابل ، يونانيان جهانگرد بيش از مصر ، اصول رياضيات ، نجوم ، طب ، صرف و نحو و فقه اللغه و باستانشناسى و تاريخ و فلسفه را به كشور خود انتقال دادند و همين ميراث است كه از آنجاها به روم و از روم به ما رسيده است . نامهايى كه يونانيان براى فلزات و صور فلكى و سنگ و اندازه و آلات موسيقى و بسيارى از داروها گذاشته‌اند يا ترجمهء اسامى بابلى است و يا گاهى همان كلمهء بابلى است كه با حروف يونانى نوشته شده است . قوانين حمورابى براى اجتماعات قديم حكم ميراثى را داشته كه از هديهء كشوردارى كه از روميان به عالم جديد رسيده ، كمتر نبوده است . » « 23 »

--> ( 23 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين ، ص 328 تا 395 ؛ نگاه كنيد به : تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 159 به بعد .