مرتضى راوندى
181
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
آن زن ، چيزى برجاى نگذاشته بود كه با آن زندگى كند ، آن زن حق داشت كه با مرد ديگرى به سر برد ؛ و اين امر به صورت قانونى ، مانع از آن نبود كه چون شوهر غايب حاضر شود زن دو - باره زندگى با او را از سر گيرد . بطور كلى ، وضع زن در بابل از وضع زن در يونان يا در اروپاى قرون وسطى بدتر نبود . زنان وظايف متعددى نظير بچه آوردن ، بچه پروردن ، آب از چاه يا رودخانه آوردن و پختن و رشتن و بافتن و پاكيزه نگاهداشتن خانه به عهده داشتند و براى انجام اين امور چون مردان در كوچه و بازار آمدوشد مىكردند و مىتوانستند بخرند ، بفروشند ، ميراث ببرند و براى ما ترك خود وصيتنامه بنويسند . ادبيات بابلى و آثارى كه از آن ايام به يادگار مانده نشاندهندهء قومى است كه به امور بازرگانى و مسائل دينى و شهوانى توجه داشته است . نويسندگان و ادبا در اين دوره مورد توجه و علاقهء مردم بودند و زندگى مرفه و آسودهاى داشتند . از آثار فراوان ادبى آن ايام داستان مذهبى گيلگمش برجاى مانده است . فرهنگ بابليان مردم تاجرپيشهء بابل به پيشرفت علوم رياضى و نجوم كمكهاى قابل توجهى كودند . رياضىدانان بابل دايره را به 360 درجه و سال را به 360 روز تقسيم كردند . حساب كردن را با تهيهء جدولهايى آسان كردند ؛ علاوه بر ضرب ، تقسيم ، نصف و ربع و ثلث و مربع و مكعب اعداد اساسى در آن ثبت شده بود . هندسه در نزد آنان به پايهاى رسيده بود كه مىتوانستند مساحت اشكال غير منظم و پيچيده را اندازه بگيرند . عددى كه بابليان براى « پى » ( يعنى نسبت محيط دايره به قطر آن ) به حساب مىآوردند عدد 3 بود ؛ و البته اين اندازه تقريب براى ملت منجمى چون بابليان شايسته نبود ( علم نجوم مختص بابليان بود ) . آنها براى تعيين سرنوشت مردم در ستارگان مطالعه مىكردند و عقيده داشتند كه هرستاره خدايى است كه در كار مردم مداخله دارد . و در نتيجهء همين مطالعات مىتوانستند خط سير كاروانها و كشتيها را رسم كنند . علم نجوم و هيأت كمكم از اين رصدهاى فلكى و نقشههاى نجومى كه براى پىبردن به احكام نجوم و كشف اسرار غيب صورت مىگرفت ، به وجود آمد . بابليان در دو هزار سال ق . م . مقارنهء غروب و طلوع ستارهء زهره را با غروب و طلوع خورشيد ثبت كردند و موضع ستارگان مختلف را در آسمان معين نمودند . آنها براى اولينبار به وجود ثوابت و سيارات پىبردند . تاريخ دو انقلاب صيفى و شتوى و دو اعتدال ربيعى و خريفى را منجمان بابلى تعيين كردند . زمان را با ساعت آبى و شاخص آفتابى اندازه مىگرفتند . سال را به دوازده ماه قمرى ، كه 6 ماه هريك سىروز و 6 ماه ديگر هريك 29 روز بود ، تقسيم مىكردند و براى هماهنگ ساختن سال با فصول ، ماه سيزدهمى بر آن مىافزودند . آنها هرماه را به چهار هفته تقسيم كردند . تقسيم ساعت به 60 دقيقه و هردقيقه به 60 ثانيه يادگار بابليهاست . مداخلهء دين در امور مختلف ، مانع پيشرفت علوم نيز شده بود بطورى كه جادوگران