مرتضى راوندى

179

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نكنند و آزار رسانند تمام شهر گرفتار طاعون و و با خواهد شد . در سرودها و مزاميرى كه از بابليان به يادگار مانده آثار كمال خضوع و فروتنى در برابر خداى بزرگ ديده مىشود ؛ ازجمله در سرودى چنين آمده است : « پروردگارا گناهان من بزرگ است و كارهاى بد من فراوان است . من در درياى محنت و بدبختى غوطه‌ور شدم و ديگر نمىتوانم سر خود را بلند بكنم . من رو به سوى خداوند بخشندهء خود مىكنم و اوراد مى - خوانم و ندبه مىكنم . . . پروردگارا خدمتگزار خود را مران ! » براى جلوگيرى از گزند شياطين ، طلسم و تعويذ و اقسام مختلف باطل السحر به كار مىبردند و گمان مىكردند كه اگر كسى تصاويرى از خدايان همراه داشته باشد شياطين از او مىترسند . هيچ تمدنى از لحاظ پابند بودن به اوهام و خرافات به پاى تمدن بابلى نمىرسيد . هر حادثه و اتفاقى را كاهنان با تأويلات سحرآميز توجيه و تفسير مىكردند . با تمام قيود مذهبى ، دولت بابل در دورهء اخير حكومت خود در منجلاب فساد غوطه‌ور بود تا آنجا كه اسكندر كه تا دم مرگ از ميخوارگى دست برنداشت ، از اخلاقى كه درميان مردم بابل رواج داشت ، اظهار تعجب مىكرد . هرودوت ضمن وصف اخلاق بابليان ، چنين مىنويسد : بر هرزن بابلى واجب است كه در مدت عمر خود يك‌بار در معبد زهره بنشيند و با يك مرد بيگانه ارتباط جنسى پيدا كند . بعضى از زنان به علت كبرى كه از ثروتمندى در آنها پيدا شده از اختلاط با ديگر زنان عار دارند ؛ به‌همين جهت ، در ارابهء دربسته مىنشينند و به معبد مىآيند و تاجى از ريسمان بر سر خود قرار مىدهند . گروهى پيوسته داخل مىشوند و گروهى از معبد بيرون مىروند . زنى كه به اين ترتيب در معبد نشست حق بيرون رفتن ندارد مگر آنكه بيگانه‌اى قطعه نقره‌اى در دامان او بيندازد و در خارج معبد با او همخوابگى كند . زن با نخستين مردى كه نقره به دامن او مىاندازد به راه مىافتد و حق ندارد كه او را رد كند و چون با او همخوابه شد تكليف واجبى را كه نسبت به خدايان برعهده داشت ، انجام داده است . زنان زيبا از بركت زيبايى و تناسب اندام به زودى معبد را ترك مىكنند ، ولى زنانى كه از نعمت جمال بىبهره‌اند گاه سالها انتظار مىكشند تا نوبت امر واجبى كه برعهده دارند ، برسد . « 22 » روابط جنسى پدران و مادران با دادن هدايايى وسايل ازدواج قانونى فرزندان خود را فراهم مىساختند . كسانى كه دختران قابل شوهر رفتن داشتند هرسال آنان را به محلى مىآوردند ، و دلالى آنها را توصيف كرده ، مىفروخت ؛ ولى هريك از دختران را به‌شرط زناشويى مىفروختند . با تمام اين خصوصيات عجيب ، زناشويى آن روز بابلى از لحاظ اكتفا كردن مرد به يك زن و وفادارى نسبت به او اختلاف زيادى با روش

--> ( 22 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين ، ص 367 ؛ در ضمن نگاه كنيد به : تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 153 به بعد .