مرتضى راوندى

178

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

از خصايص قوانين حمورابى اين است كه انتقام كشيدن ممنوع است . مجنى عليه يا كسان او بايد دادخواهى كنند . اين ماده نشان مىدهد كه دولت بابل به آن درجه از تمدن رسيد كه احقاق حق را به عهده خود گرفته بود . پادشاه حق عفو دارد . . . علماء فن پس از غور و مداقه در قوانين حمورابى به اين نتيجه مىرسند كه قوانين مزبور نتيجهء زندگى ملتى است كه در مدت قرون عديده در ترقى و تكامل بوده و حتى بعضى مواد آن موافق افكار ملل كنونى مىباشد ( يعنى كهنه نشده ) . شايان توجه است كه حقوق زن نسبت به اموالش موافق قوانين حمورابى به قدرى است كه حتى بعضى ملل كنونى اروپا هم آن حقوق را به زن نداده‌اند . بموجب قوانين حمورابى طلبكار مىتواند حبس بدهكار را در صورت عدم تأديهء قرض بخواهد ، ولى اگر بدهكار از بدرفتارى طلبكار بميرد اين مسؤول است ؛ بر خلاف قوانين الواح دوازده‌گانهء روم كه طلبكار مىتوانست بدهكار را در صورت عدم تأديهء قرض شقه كند . « 21 » معتقدات مذهبى قدرت شاه تنها بوسيلهء قانون و طبقهء اشراف و طبقهء كاهنان ، كه پيشواى دين بودند ، محدود مىگرديد . عنوان حقيقى سلطنت نصيب كسى مىشد كه كهنه لباس قدرت را بر او بپوشانند و از وى حمايت كنند . مالياتها و عوارض فراوانى كه به خزانهء معابد مىريخت ، به وسايل گوناگون ، مورد استفاده قرار مىگرفت ، چه كهنه خود بزرگترين تجار و مالداران بابل به‌شمار مىرفتند . آنها ، گاه از سر لطف و عنايت ، به درويشان و بيماران بدون درخواست ربح ، وام مىدادند و چنان كه گفتيم تنظيم وصيتنامه‌ها و قراردادها و رسيدگى به دعاوى مردم از كارهاى آنها بود . حوادث مهم و معاملات بازرگانى را ثبت مى - كردند . نفوذ جامعهء روحانيت بيش از شخص شاه بود ؛ به‌همين علت ، گاه مىتوانستند با اتحاد كلمه ، شاه را از كار بر كنار كنند . تعداد خدايان به احتياجات و نيازمنديهاى بشر آن روز بستگى داشت . مطابق يك آمار رسمى ، كه در قرن نهم ق . م . برداشته شده ، شمارهء خدايان نزديك 65000 به دست آمده است . يهوديان براى خدايان خود و نيز براى آفرينش جهان داستانها و اساطيرى ساخته بودند كه از راه دين يهود به ما رسيده و قسمتى از معارف دينى بشر را نشان مىدهد . يك فرد متدين بابلى از دعا و نمازى كه مىگذارد ، اجر اخروى طلب نمىكرد بلكه همواره دنبال خيرات زمينى بود و به اصطلاح ، دين او دين زمينى و عملى بود نه دين آسمانى و اخروى . بيشتر اجساد مردگان را مىسوزاندند و خاكسترشان را در گلدانها محفوظ نگاه مىداشتند . مرده‌شويان مرده را پس از شستن و تحنيط لباس نيكو مىپوشانيدند ، گونه‌هايش را رنگين مىكردند و انگشترهاى زيبا بر انگشتان او مىكردند . و اگر مرده زن بود ، شيشه‌هاى عطر و شانه و روغنهاى آرايش در گور او مىنهادند . آنها معتقد بودند كه اگر مرده را دفن

--> ( 21 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 123 به بعد .