مرتضى راوندى

157

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به عقيدهء « هرتل » : « مغان كاهنان ، كيش قديمى پرستش خدايان طبيعى يعنى « ديوان » بوده‌اند كه زرتشت آن دين را رد و نفى كرده بود ، ولى چون موفقيت زرتشتيگرى را ديدند به ظاهر به آن دين درآمدند كه از درون متلاشيش كنند و عملا معتقدات خويش را جايگزين آن سازند . » « 113 » ولى فرضيهء هرتل مورد قبول محققان نيست . به عقيدهء دياكونوف : اصطلاح مغان از آغاز مربوط به پيروان كيش زرتشتى و كاهنان زرتشتى بوده است . ظاهرا رسم « قربانى كردن » از ديرباز در ايران معمول بوده . خشاريارشا براى « آتنه تروا » هزار گاو قربانى كرد ، و مغان ، اسبان سفيد براى رود « استريمون » قربانى كردند . درميان نقوش برجستهء استخر تصوير مغى كه بزغاله‌اى را براى قربانى مىبرد ، ديده مىشود . همسايگان ايران چنان كه ديديم ايران در دورهء زندگى ماقبل تاريخ و تاريخى خود با كشورهاى بابل ، آشور ، اورارتو ، ماننا و غيره مناسبات سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى و جنگى داشته است . حكومت آشور پادشاهان آشور ، چنان كه خواهيم ديد ، از ديرباز براى دست يافتن به منابع زيرزمينى استفاده از ذخاير فلزى و احجار قيمتى و اسبان و چهارپايان ديگر به ايران حمله‌ور مىشدند . پس‌ازآنكه سلاطين آشور استفاده از سوارنظام را در عمليات جنگى از ايرانيان آموختند ، دشتها و دره‌هاى ايران كه بهترين زادگاه نژاد اسب بود بيشتر توجه پادشاهان آشور را جلب كرد . آشوريان در دوره‌هاى اول فرمانروايى خود غالبا پيروز بودند و نسبت به ملل مغلوب با بيرحمى و سبعيت بسيار رفتار مىكردند . دياكونوف مى - نويسد : « در حدود قلمرو امپراتورى آشور شمار آرزومندان نابودى آن دولت بسيار بود . در تورات مجموعى از سخنرانيهايى كه بمناسبت سقوط نينوا ايراد شده . . . محفوظ است » « 114 » اقوام آسياى مقدم ، كليهء اعيان و بزرگان آشور و كاهنان بزرگ و نظاميان و بازرگانان آن سرزمين را ، كه از طريق چپاول ملل مغلوب ثروت كلانى گردآورده بودند ، دشمن بىامان خود مىشمردند . به‌همين علت ، مردم سراسر شرق آرزومند نابودى آشور ( كنام‌شيران ) و سقوط نينوا ( شهر خون ) بودند . نمايندگان و افراد قبايل مرزى و دوردست كه هنوز منقاد آشور نگشته بودند و بردگان دولت كه از ميهن خويش به جاهاى ديگر كوچانده شده بودند و افراد آزاد جماعتها و نمايندگان محافل برده‌دار كشورهاى خارج از آشور ، همه در اين آرزو شريك بودند . . . علت اصلى جان‌سختى آشور فقدان وحدت لازم و نيروى جنگى كافى در صف مخالفان آن بود ولى موفقيتهاى مكرر آشور موجب شد كه طبقهء حاكمه آن كشور خطر خارجى را كوچك انگارد و اختلاف و جدال ميان دسته‌هاى مختلف آن شديدتر شود . « 115 » همين جريان سرانجام منتهى به سقوط آشور گرديد . در پايان قرن هفتم قبل از ميلاد ، دشمنان آشور با تمام فنون جنگى آشور آشنا و در

--> ( 113 ) . تاريخ ماد ، ص 455 و 464 . ( 114 و 115 ) . همان ، ص 366 به بعد .