مرتضى راوندى
146
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
هنجمن ياد مىكند . . . » « 83 » پادشاهى ماد چنان كه قبلا اشاره كرديم ، اميرنشينهاى متفرقى كه در سرزمين ماد وجود داشت در سايهء حسن سياست و كاردانى افراد خاندان ديوك يا دياكو ازهمپاشيده شد و امراى نواحى مختلف ، بعضى طوعا و داوطلبانه و برخى اجبارا ، در زير پرچم واحدى گرد آمدند . به عقيدهء گيرشمن ، وحدت ايران نسبت به اقوامى نظير مصر و سومريان ، كندتر و آهستهتر صورت گرفت . چه ، مىدانيم كه اقوام مذكور ، همين كه وضع شكارگرى را ترك گفته به وضع جامعهء منظم روستاييان و گلهپروران درآمدند ، حكومتهايى تشكيل دادند . اما در ايران ، حال چنان نبود و تركيب اجتماعى قوم ماد و وضع طبيعى و اقليمى ايران سبب گرديد كه وحدت ايران به كندى صورت گيرد . ايران توسط رودهايى ، مانند نيل ، دجله و فرات ، كه با طغيانهاى ساليانهء خود موجب حاصلخيزى ناحيه مىشدند ، مشروب نمىگردد و از بارانهاى سودمند منظم كه باعث حاصلخيزى زمين است برخوردار نمىباشد . از قديمترين روزگاران مسألهء آب در ايران امرى حياتى بهشمار مىرفت ، زيرا بشر فقط در جايى مىتواند استقرار يابد كه آبيارى امكان داشته باشد . بنابراين ، سكنهء ايران اجبارا متفرق گرديدند و قوم ايرانى بسيار كمتر از اقوام مصر و بين النهرين متراكم شدند . اين امر با مشاهدهء تفرق تلها يا تپههاى مصنوعى ، بقاياى اجتماعات قديم كه مسافر امروزى آنها را در فواصل چندين ده كيلومتر مىيابد ، به خوبى مجسم مىگردد . همين اوضاع طبيعى موجب توسعهء نوعى استقلال در هرناحيه و حتى در هردره گرديد . اين است علت آنكه ايران شامل چندين قبيلهء بدوى ، نيمهبدوى و خانهنشين بوده و هنوز هم هست كه لهجهها ، اطوار و عادات خود را حفظ كردهاند . « 84 » درهرحال ، عوامل خارجى به شرحى كه گفتيم سكنهء ماد را برآنداشت كه در زير پرچم واحدى گردآيند . به عقيدهء دياكونوف : « شاهان ماد به تودههاى وسيع مردم آزاد و طبقهء بزرگ بندهداران ( طبقهء تازه به دوران رسيده ) و به توليدكنندگان كوچك و آزاد نعمات مادى ، مستظهر بودند . ديوك يا « ديوكس » كه در آغاز امر دهقانزادهاى فعال و مورد اعتماد بود در سايهء حسن تدبير ، نخست به مقام داورى و پس از چندى از طرف مردم به پادشاهى برگزيده شد و سرانجام به يارى اكثريت خلق ، پادشاهيهاى كوچك را برانداخت . « اينكه شاهان ماد به قدرت استبدادى گرايش داشتند و هرودت نيز بدان اشاره كرده به هيچوجه با مراتب پيشگفته مغايرت ندارد . در دورهء بدوى هرجامعهء بردهدارى ، حتما مبارزه ميان افراد عادى آزاد و اشراف عشيرتى جريان داشته است و فقط برانداختن قدرت اشراف مذكور و رفع ستم به كشاورزان آزاد . . . مىتوانست موجب بسط شيوهء كامل توليد بردهدارى شود . در اين مبارزه ، عامهء مردم آزاد معمولا از استقرار قدرت فردى هوادارى مىكردند . . . » « 85 »
--> ( 83 ) . تاريخ ماد ، پيشين ، ص 239 . ( 84 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 103 . ( 85 ) . تاريخ ماد ، پيشين ، ص 344 به بعد .