مرتضى راوندى

145

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

محاصرهء منظم لشكريان آشور را كه به بهترين وسايل فنى زمان مجهز بودند ، تحمل كند . بعدها كه نيروهاى توليدى ترقى و تكامل يافت ، بردن اموال و ثروتها به كوههاى صعب العبور دشوار و غير عملى گرديد . به‌همين علت ، ماديها براى نجات از تجاوز مداوم آشوريها دست اتحاد به يكديگر دادند و سرانجام ، چنان كه خواهيم ديد ، نه تنها آشوريان را شكست دادند بلكه نينوا پايتخت آنان را تسخير كردند . هرودت مىنويسد : آشوريان در طى پانصد و پنجاه سال در آسياى عليا حكمرانى كردند ، نخست مادها از اطاعت ايشان سرپيچيدند و بخاطر آزادى خويش با آشوريان جنگيدند و ظاهرا مردانگيها كردند و خود را از قيد اسارت آزاد نمودند . پس از آن ، ديگر اقوام نيز به ماديها تأسى كردند . . . ميان ماديها مرد خردمندى وجود داشت به نام ديوك ( دياكو ) . . . او بيشتر از پيشتر عدالت را مرعى داشت . . . ماديهاى ساكن دهكدهء وى ، چون رفتار او را ديدند به داوريش برگزيدند . . . « 81 » خصوصيات اجتماعى مادها در سرزمين ماد مختصات خانوادهء پدرشاهى وجود داشت . وجود قلعه‌هايى كه تصوير آنها به ما رسيده از جنگهاى غارتگرانه‌اى كه بين مادها جريان داشته حكايت مىكند و نشان مىدهد كه آثار اختلافات طبقاتى در جامعهء ماد آشكار و خصوصيات سازمان جامعهء برده‌دارى در شرف تكوين بوده است . به عقيدهء دياكونوف ، وجود شهرها و دژهايى با حصار سنگى يا آجرى ، و ايجاد برجها ، و آغاز تفكيك و تجزيهء پيشه‌ها ، وجود مناصب دايم ، و جنگ و جدالهاى مداوم ، و انتقال به دورهء وحدت زوج و زوجه و رواج برده‌دارى و ايجاد تأسيسات ادارى براى اسارت و انقياد طبقات محروم ، بسيارى از خصوصيات جامعهء ماد را بر ما روشن مىكند . جامعهء ماد را نخست عشيره‌هاى پدرشاهى يا ويس « 82 » تشكيل مىدادند و آنان در دهكده‌ها زيست مىكردند . سالمندترين عضو خاندان معمولا به رياست عشيره برگزيده مىشد . در هرروستا و ده ، شيخ خاندان ، رئيس ده يا دهخدا نيز محسوب مىشد و در كتيبه‌هاى آشورى مكرر از آنان ياد شده . همين رؤسا و خداوندان ده ، رفته‌رفته كه جامعهء طبقاتى قوام مىگرفت ، به صورت اشراف و طبقهء حاكمهء زمان درآمدند . در خاك ماد ، دژها و حصارهايى وجود داشت كه اهالى هنگام بروز خطر به درون آن پناه مىبردند . دژها را معمولا برفراز صخره‌هاى طبيعى يا تپه‌هاى مصنوعى مىساختند و گرداگرد آن يك ديوار و گاهى حصارهاى متحد المركز مىكشيدند . سر برجها كنگره داشت و از اين كنگره‌ها براى تيراندازى استفاده مىكردند . كشور ماد از واحدها يا به عبارت ديگر از كشورهاى خودمختار و مستقل تشكيل شده بود و در رأس آن شاهكهايى قرار داشتند . به عقيدهء دياكونوف ، فرمانروايان افرادى مستبد و فعال - مايشاء نبودند . هرودت مىنويسد : « ماديها مجامع و مجالس خلق داشتند و بلاشك شوراى شيوخ از بهترين مردمان نيز وجود داشته است . اوستا نيز از اين گونه جلسات و شوراها به نام

--> ( 81 ) . تاريخ ماد ، پيشين ، ص 198 به بعد . ( 82 ) . Vis