مرتضى راوندى
144
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
. . . گاتها چون تقسيمات جامعه را نام مىبرد از خانه ، خانواده ، قبيله ، شهرستان ياد مىكند . ( به يسناى 31 : 18 و 16 و يسناى 46 : 4 رجوع شود . ) يك حكومت و سلطنت مركزى هرگز در گاتها ديده نمىشود . رؤساى دستهها در گاتها فقط به نام « سرورخانه » خوانده مىشوند ، ولى بدون شك اين امر اتفاقى است . در اوستاى متأخر نام همهء رؤساى دستهها و طوايف تا رئيس ايالت ياد شده است . در هيچجاى اوستا از هكمتانه ( همدان ) كه از قرن هفتم پيش از مسيح پايتخت ايران و شهر معروف دنيا بود ، نامى نيست . گذشته از پايتخت بودن هكمتانه ، به قول پلوتارخس شهر مزبور مركز روحانيت ايران باستان و اقامتگاه مغان بود . در اوستا از شهرهاى قديم ، فقط از بابل ، نام برده شده است . سراسر اوستا حاكى است از قومى بسيار ساده و داراى همان مشخصات زندگى اوليهء آرياييان اصلى . به قول خاورشناس معروف هلندى تيل ، « 78 » زمان اوستا را پايينتر از 800 سال قبل از مسيح نمىتوان قرار داد . . . همهء اوستا متعلق به يك زمان نيست ؛ گاتها ، سرودهاى زرتشت و پيروان او از قديمترين بخشهاى اوستان محسوب مىگردد . » « 79 » پس از آنكه اميرنشينهاى متفرق ، بعضى به ميل و عدهاى جبرا ، قدرت خود را به حكومت مركزى تفويض كردند ، مقدمات نيرومندى حكومت ماد فراهم گرديد . گيرشمن مىنويسد : اوضاع طبيعى ، موجب توسعهء نوعى استقلال در هرناحيه و حتى در هردره گرديده ، بدينوجه كه آثار آن هنوز ازبين نرفته است . اين است علت آنكه ايران شامل چندين قبيلهء بدوى ، نيمهبدوى و غارنشين بوده و هنوز هم هست كه لهجهها و اطوار و عادات خود را حفظ كردهاند . . . مادها ، كه بوسيلهء كشور اورارتو و بيشتر بر اثر سياست استعمارى آشور مورد تهديد قرار گرفته بودند ، مجبور شدند يكى از دو طريق را برگزينند : زندگى در زير رايت وحدت يا محو شدن احتمالى تحت يوغ خارجيان . آنان راه نخستين را انتخاب كردند و تعبير فصيح اين امر در نام پايتخت ايشان هكمتانه ( محل اجتماع ) مشهود است . مادها با اسلحه از استقلال خود دفاع كردند و براى مقاومت بهتر در مقابل دشمن متحد شدند . . . « 80 » بزرگترين دشمن مادها ، آشوريان بودند . هدف قوم اخير از لشكركشى و تجاوز ، غارت دامها و گرفتن اسير و برده و بردن آلات و ادوات فلزى بود . هربار كه لشكريان آشور نزديك مىشدند ، مردم ( همچنانكه در اورارتو نيز معمول بود ) بوسيلهء آتشى كه در قلل جبال مىافروختند از نزديكى دشمن باخبر مىشدند . بيشتر ساكنان ، دهكدههاى خود را ترك گفته و دامها را به قلل صعب الوصول كوهها سوق مىدادند و دشمن على الرسم آنان را تعقيب نمىكرد . با اينكه دهكدهها ، استحكامات و حصارها و وسايل دفاعى داشت ، نمىتوانست
--> ( 78 ) . Tiele ( 79 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، پيشين ، ص 175 ، 176 و 177 ( به اختصار ) . ( 80 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 103 به بعد .