مرتضى راوندى

143

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زندگى اجتماعى مردم سرزمين ماد و نواحى مجاور آن يعنى قفقاز و ايران صورت گرفت . در آن زمان ، توليد مفرغ را كاملا آموخته بودند و چرخ كوزه‌گرى در همه‌جا به كار افتاده بود . و در شكل ظروف و تزيينات آن و در ديگر مظاهر فرهنگ مادى ، تغييرات نسبتا مهمى پديد آمده بود و به‌همين مناسبت ، دانشمندان غرب حدس مىزنند كه در اين دوره مهاجرتهاى كم‌وبيش منظمى به وقوع پيوسته . به عقيدهء دياكونوف ، دليلى براى نقل و انتقالهاى مهم توده‌هاى يك نژاد از نقطه‌اى به نقطهء ديگر در دست نيست . بدين سبب ، مىتوان گفت كه تركيب نژادى مردم آن سرزمين بر روىهم از هزارهء سوم تا آغاز هزارهء اول بلاتغيير بوده است و مردم سراسر اين ناحيه از درياچهء اروميه تا بخش علياى دياله از نژاد « گوتى » و « لولوبئى » بوده‌اند . مدارك مربوط به ميزان رشد نيروهاى توليدى قبايل مزبور اندك است ؛ معهذا بااطمينان مىتوان گفت كه دامدارى و پرورش اسب درميان ايشان بسيار ترقى كرده و در دامنهء كوهها زراعت رونق داشته است و از فلزكارى با مفرغ به خوبى اطلاع داشتند . ولى آهن فقط در آغاز هزارهء اول اندك‌اندك در آن ناحيه نفوذ كرد . به عقيدهء دياكونوف : اگر بگوييم كه در پايان هزارهء دوم و آغاز هزارهء اول قبل از ميلاد در ماد غربى جامعه در آستانهء روابط طبقاتى قرار داشته چندان اشتباه نكرده‌ايم . اين روابط در پيشرفته‌ترين نواحى آن سرزمين برقرار يا در شرف استقرار بود ، ولى در نواحى عقب‌مانده زندگى اشتراكى بدوى همچنان پايدار بود . اكتشافات باستانشناسى از تكميل اسلحهء دفاعى و تهاجمى ( خنجرهاى مسين ، و سرنيزه و خود ) و توسعهء مبادله ميان قبايل ( كشف عنبر و عقيق سرخ و پيروزه و سنگ لاجورد و مارسنگ و سنگ يمانى ) حكايت مىكند . در گورستانها گورهاى عظيم پيشوايان ، ميان گورهاى كوچك افراد عادى ، به چشم مىخورد و اين خود دليل آغاز پيدايش اختلاف در ميزان مال‌ومنال است . « 77 » در سرزمين ماد در قرنهاى هفتم و هشتم ق . م . به موازات توسعهء حدود ، دايرهء انتشار زبان مادى - ايرانى نيز وسيعتر گرديده است و همين جريان به اتحاد قبايل ماد كمك كرده است . از آغاز زندگى اجتماعى در ايران اطلاع دقيقى نداريم . بطورى كه از مندرجات گاتها كه متنى بسيار قديمى است برمىآيد ، تاريخ تنظيم گاتها و بخشهاى مختلف اوستا خيلى قبل از روىكار آمدن سلسلهء ماد و حكومت پارسيان بوده است . « ساكنان ايران هنوز آريايى ناميده مىشوند و كشور آنان سرزمين آريا نام دارد . در ميان اين آرياييان هنوز پول و سكه‌اى معمول نيست ، معامله با خود جنس مثل گوسفند و گاو و اسب و استر و اشتر انجام مىگيرد . مزد پزشك و اتربان ( پيشواى دينى ) با جنس پرداخته مىشود . به قول بعضى ، عهد اوستايى متعلق به عهد برنج مىباشد . هنوز با آهن سروكارى ندارند . با آنكه در اوستا غالبا از آلات فلزى براى جنگ گفتگو كرده‌اند ، در گاتها به هيچ‌وجه از آهن ياد نشده . استعمال نمك هم نزد آرياييان معمول نيست ؛ همين نمكى كه امروز از استعمال آن ناگزيريم . آرياييان عهد اوستا ، مانند برادران هندوى خويش ، با آن آشنايى نداشتند

--> ( 77 ) . همان ، ص 183 به بعد .