مرتضى راوندى
133
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ارتفاع يك ساختمان 6 طبقه است و براى آنكه سنگهاى نوكتيز هرم خئوپس را به ارتفاع 146 متر از سطح زمين بالا برند ، مهندسين دوران عتيق نه منجنيق و نه قرقرههاى مركب و نه موتور در اختيار داشتند ؛ تنها نيرو و انرژى انسانى و حيوانى به ميزان نامحدود در اختيار خود داشتند . . . اما اگر اين لشكر ، وسيلهاى براى بالا رفتن از برج نداشته باشد ، انرژى همهء افراد آن حتى تكافوى بالا بردن يك بسته سيگار را تا ارتفاع طبقهء اول برج نخواهد كرد . . . پس بايد قبول كنيم كه آنها دو حربهء اساسى در اختيار خود داشتند ، يكى اسباب و ابزار فلزى كه وجود آن مسلم است و ديگر شناسايى ماشينهاى ساده . . . وقتى كه قدما مجهز به تيشه و تبر شدند به سهولت مىتوانستند قطعات سنگ را از معدن جدا سازند ، قطعهقطعه كنند ، بتراشند و به شكل مكعب درآورند . و اما مراد از ماشين عبارت است از سطح مورب و اهرم و غلتك . ولى از كيفيت اين ماشينهاى ساده و نحوهء استفاده از آنها اطلاع كافى در دست نداريم . » « 59 » اكنون كه تا حدى به اوضاع اجتماعى ، اقتصادى و هنرى ملل شرق نزديك در طليعهء تاريخ آشنا شديم ، بطور اجمال تاريخ مللى را كه در اين منطقه قدرت و نفوذى كسب كردهاند ، مورد مطالعه قرار مىدهيم و نخست از حكومت عيلام سخن مىگوييم . حكومت عيلام اكثر محققان و تاريخنويسان معتقدند كه در حدود چهارهزار سال قبل از ميلاد مسيح ، سكنهء ايران از قبايل شكارچى و گلهدار تشكيل مىشد و در شرق ايران ، گلهداران چادرنشين و در مغرب ، شبانان ساكن ، زندگى مىكردند كه به امور كشاورزى نيز اشتغال داشتند . اين قبايل با حفظ تركيب تيره و قبيلهء خود ، گاهى با يكديگر متحد شده اتحاديهاى تشكيل مىدادند . هر قبيله از چندين كمون قوى تشكيل مىشد كه در رأس آنها پيرترين افراد قوم قرار داشتند . در حدود سههزار سال ق . م . در منطقهء ايران كنونى در دشت كارون قديمترين دولت ، يعنى عيلام كه پايتختش شهر سوس يا شوش بود ، تشكيل گرديد . مناسبات بردگى كه در عيلام به وجود آمده بود با مناسبات پدرشاهى و حتى بقاياى مادرشاهى توأم بود . قبايل جنگجوى عيلامى در طول هزارهء دوم و سوم قبل از ميلاد ، به عناوين مختلف ، با دول بيشتر تكامل يافتهء بين النهرين ، يعنى سومريها و اكديها و بابليها و آشوريها ، در جنگ و نبرد بودند . مجاورت قبايل عيلام با دول بين النهرين و تصادم دايمى با آنها موجب آن شد كه جريان تجزيهء رژيم كمون و پيدايش جامعهء طبقاتى و بردهدارى در عيلام زودتر از ساير نقاط آغاز شود . در اوستا ، كتاب زردشتيان ، نوشته شده است كه قبايل ايران گويا از مراتع وسيع آسياى مركزى به ايران آمدهاند . فرضيهء مهاجرت آرياها ظاهرا قبايل وحشى گلهدار در عهد باستان به همان ترتيب از آسياى مركزى به سرزمين ايران كنونى نفوذ كردهاند كه در ادوار بعد قبايل ديگر به ايران رخنه نمودند . با اين حال ، فرضيهاى كه
--> ( 59 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين ، ص 56 ( به اختصار ) .