مرتضى راوندى

134

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيدايش قبايل ايرانى را فقط نتيجهء مهاجرت گروهى از نژاد خاص و كاملا نوين از آسياى مركزى مىداند اساس درستى ندارد و بيشتر احتمال مىرود كه قبايل ايرانى بعد از اختلاط سكنهء ايران با مهاجرين به وجود آمده باشند . سكنه‌اى كه به اين ترتيب تشكيل شد نام آرياها را برخود نهاد و مسكن خود را كشور آريا ناميد . تصور مىرود كه نام كنونى ايران نيز از همين لغت مشتق شده باشد . به عقيدهء استاد فقيد سعيد نفيسى : در حدود هزارهء پنجم ق . م . هنگامى كه ديگر آب و هواى پامير براى آرياييان سازگار نبوده است بناى مهاجرت را به سوى جنوب گذاشتند و در دامنهء جنوبى پامير به دو دسته تقسيم شدند ؛ دسته‌اى رو به شرق رهسپار شدند و از راه درهء سند و پنجاب به هندوستان رفته‌اند كه همان آرياييان هندى باشند ، دستهء ديگر رو به مغرب آورده‌اند و از راه آسياى مركزى و صحراى قراقوم امروز يا « دشت خاوران سابق وارد ايران امروز شده‌اند و طوايف مختلفى را كه در ايران سكونت داشتند در خود مستهلك كرده‌اند . « 60 » به عقيدهء ريچاردن فراى : . . . مىتوان در آغاز فرض كرد كه آرياها در مرحلهء بيابانگردى و شايد بهتر است بگوييم گله‌چرانى بودند كه چيزهايى هم از كشاورزى مىدانستند . بحث دربارهء پرورش احشام نبايد لازم باشد زيرا كه احشام براى آرياييها مايهء زندگانى بود ؛ همچنانكه شتر براى تازيان چنين است . هم در گاتها و هم در وداها از احشام همچون سرچشمهء خوراك و ثروت ياد مىشود . فلزات را مىشناختند ولى به آنها كمتر دسترسى داشتند . اسب و گردونهء جنگى ، چنان كه از وداها برمىآيد ، بسيار در كار جنگ مهم بودند . كشاورزى نزد هنديان و ايرانيان دست‌كم بيش از جدا شدن ايشان از ديگر اقوام هند و اروپايى شناخته بود و بسيارى از دانه‌ها و گياههاى اهلى شدهء ديگر را مىخوردند . از لحاظ سازمان اجتماعى ، همچنانكه انتظار مىرود ، در زندگى شبانى بودند و كلان مهمترين واحد به‌شمار مىرفت . معلوم نيست كه واحد بزرگترى مانند مردم و ملت يا نژاد مفهومى داشته است يا خير . . . صفت بارز زندگى بيابانگردى يا شبانى در سراسر تاريخ ، نداشتن طبقات معين يا كاست بوده است . « 61 » در جاى ديگر ، ريچاردن فراى مىنويسد : مىتوان گمان برد كه عيلاميان با ديگر مردم باستانى و بيش از تاريخ نجد ايران پيوندى داشته‌اند و عيلاميان خود از كوههاى شرق به دشت خوزستان آمدند . به‌هرحال ، عيلاميان كه تاريخ ممتدى دارند همچون رابطى بودند ميان كوه‌نشينان

--> ( 60 ) . سعيد نفيسى ، تاريخ اجتماعى ، ج 1 ، ص 5 به بعد . ( 61 ) . ريچاردن فراى ، ميراث باستانى ايران ، ترجمهء رجب‌نيا ، ص 39 .