مرتضى راوندى
115
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نتيجهء عدم وجود مسكوك و پول رايج به كندى انجام مىگرفت . در مقبرههاى مصر صحنههايى از مركز خريد و فروش و مبادلهء كالاها مانند يك كوزه با يك ماهى ، يك دسته پياز با يك بادبزن و جز اينها به چشم مىخورد . وضع طبقات زحمتكش ، همانطور كه گفتيم ، رضايتبخش نبود . روستاييان مانند حيوانات وابسته به زمينى بودند كه در آن زراعت مىكردند . انجام بيگارى ، كندن ترعه ، كشيدن قايق بوسيلهء طناب ، استخراج معادن مختلف و حمل سنگ براى اهرم ، از وظايف آنها بود . در مصر ، دولت ، غذا و مسكن آنها را تأمين مىكرد ، بطورى كه « ستى اول » در هزارهء دوم پيش از ميلاد مىگويد : وى به هريك از هزار كارگر خود روزانه دو كيلوگرم نان ، دو دسته سبزى و يك كباب و هرماه دو لباس كتانى داده است . نه تنها در مصر بلكه در بابل نيز مالياتها ، كرايهها ، محصول بد و هجوم دشمنان ، روستاييان كوچك را از پاى درمىآورد و بازرگان كوچكى كه به خارج مىرفت ، اغلب مجبور بود از سرمايهداران و كهنه كمك بخواهد و اينها كه به وى وام مىدادند قسمت عمدهء منافع را از آن خويش مى - دانستند . قوانين بابلى كه بوسيلهء حمورابى جمع و تنظيم شده بود ، حقوق طلبكاران را تضمين مىكرد ، و استثمار توليدكنندگان كوچك را بوسيلهء مالك مجاز مىشمرد . گاهى بدهكار مجبور بود زمين خود را در اختيار طلبكار گذاشته ، همسر ، فرزندان و حتى شخص خود را بعنوان گروگان به وى بسپارد . قيمت مواد غذايى بالا مىرفت و قوهء خريد طبقات محروم كم مىشد . علاوهبراين ، وجود جنگهاى دايمى سبب ويرانى خانهها و غارت باغها و محصولات بود . قشون و نيروى نظامى در آن دوران نيز جز دردسر و خسارت چيزى توليد نمىكرد . به گفتهء گوردون چايلد : « عمل سربازان حرفهاى تنظيم يك سازمان منظم دزدى است كه قديمترين وسيله براى جبران خستگى و زحمات آنها مىباشد . » در قوانين مصرى ذكر شده كه آنها حتى به اموال هموطنان خود دستبرد مىزدند . قضات و مأمورين دولتى بوسيلهء دريافت رشوه و تعارف مالدار و ثروتمند مىشدند . در قوانين حمورابى و قوانين مصرى دستورهايى عليه اين عناصر ديده مىشود . در دورههاى بعد نيز در وضع عمومى كشاورزان بهبود محسوسى حاصل نشد بلكه از جهاتى بدتر هم شد . « در مصر ، تيبر « 24 » حق اعتصاب را بوسيلهء لغو مصونيت معابد ، ممنوع ساخت » « 25 » در چنين وضع دشوارى بينوايان كه از همهجا رانده شده بودند از « هاتف » مىپرسيدند كه « آيا بايد فرار كنيم ، آيا روزى من گدا خواهم شد ؟ » در عصر فراعنه غير از فرعون و درباريان او و كهنه و دبيران و سران سپاه ، كه موقعيت ممتازى داشتند ، در شهرها تجار و كسبه و ارباب حرف و پيشهوران زندگى مىكردند . تجار مردمى ثروتمند بودند ولى كسبه در دكهء محقرى بشخصه يا به كمك يكى دو شاگرد به ساختن اشياء يا فعاليتهاى ديگر مشغول بودند . به قول آلبرماله در شهرهاى مصر عدهاى « جولاه ، كفشدوز ، سبدباف ، نجار ، صندلىساز ، كورهپز ، بنا ، آهنگر ، اسلحهساز ، كوزهگر ، عطرگير ، نقاش ، حجار ، جوهرى و غيره » مشغول كار بودند . مزدوران مصرى وضع رقتبارى داشتند ، اغلب مزد ماهانهء خود را به جنس مىگرفتند و قبل از پايان ماه آذوقهء آنان تمام مىشد و گاه
--> ( 24 ) . Tibere ( 25 ) . سير تاريخ ، پيشين ، ص 264 .