مرتضى راوندى
106
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
معذوريم ، اما به هيچروى مجاز نيستيم كه معايب زمان خود را ، كه رفع و علاج آنها در اختيار و قدرت ماست ، به ديدهء اغماض بنگريم . « 2 » جرج سارتن ضمن بحث انتقادى از سير علوم در شرق و غرب و فتوحات و پيروزيهاى علمى ، ملل شرق را فهرستوار نام مىبرد و مىگويد : . . . در اواسط هزارهء چهارم پيش از ميلاد مسيح مصريان با نوعى دستگاه اعشارى حساب آشنا بودند . در اواسط هزارهء بعد سومريها به يك دستگاه محاسبهء فنى جالب دست يافتهاند و اطلاعات نجومى اين قوم نيز شايان توجه است . در تقويم مصرى ، سال 365 روزى در 5241 سال پيش از مسيح تدوين و وضع شده است و بابليان از مشاهدات و مطالعات خود دربارهء سيارات ، در احكام نجومى استفاده مىكردند . . . طولى نكشيد كه آنها توانستند خسوف و كسوف را پيشبينى كنند . علم قدما نه تنها وسعت داشت بلكه بر يك روش علمى ( متد ) دقيق استوار بود . . . رياضيدانان مصرى 17 قرن پيش از ميلاد به حل مسائل دشوارى ، كه مستلزم به كار بردن معادلات درجه اول و حتى درجه دوم بود ، قادر بودند و استعدادشان در حساب موجب اعجاب است . مسائل تناسب و خطائين را حل مىكردند و مساحت دايره و كره را ، با تقريب بسيار قابل ملاحظه ، مىدانستند و اندازه گرفتن حجم استوانه و مخروط ناقص را بلد بودند . « 3 » سپس جرج سارتن از ارزش فنى اهرام مصر و مقام مصريان در رشتهء طب سخن مىگويد . آنچه مسلم است تاريخ علم نسبت به تاريخ صنعت بسيار جوان است . به عقيدهء امستد ، استقرار دولت و رواج سوداگرى با رشد تدريجى علم همراه بود . دولت و سوداگران براى كارهاى گوناگون به حساب و اندازهگيرى نيازمند بودند ؛ بههمين علت در بابل و مصر علم حساب پايهگذارى شد و در مصر اندازهگيرى كشتزارها هندسهء ابتدايى را به وجود آورد . زندگى در فضاى آزاد و مشاهدهء ستارگان آسمانى ، مردم را به مسائل نجومى علاقهمند ساخت ، روزوشب از روى حركت خورشيد شناخته شد . مصريها در گاهشمارى پيشرفت كردند ، قبل از ديگران متوجه شدند كه سال خورشيدى نزديك به 365 روز است . بابليها سال را به 12 ماه تقسيم كردند و در رشتهء جبر و هندسه و نجوم ، مردم بابل و مصر پيروزيهايى به دست آوردند . صورت گياهان را عموما براى سود دارويى آنها فراهم مىكردند . درعينحال كه عدهاى به جادوگرى مشغول بودند دانش آزمايشى نيز در ترقى بود . نشانهاى بيمارى به ترتيب از سر تا پا وصف شده است . مىتوانيم بيشتر اين بيماريها را بشناسيم . ضمادگذارى ، گرم كردن ، مالش ، پرزجه و ميل به كار برده مىشد . داروها معمولا خوردنى بود . جيوه ، راسخت ، زرنيخ ، گوگرد و پيه حيوانى نيز مورد استعمال داشت ، ولى عموما از همان گياهانى كه در داروسازى امروزين يافت مىشود ، به كار مىبردند . نوشتههاى پزشكى مصرى بيشتر همينسان بود . . . براى شناختن هربيمارى با دقت بررسى مىكردند . . . زخمها را با انگشتان
--> ( 2 ) . همان ، ص 220 . ( 3 ) . همان ، ص 182 .