محمود كتبى

92

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

124 . شاه شجاع به تختگاه ديرينه فرود آمد . چون شاه شجاع مىگفت كه يك هفته بيش در شهر نمىباشم ، عزيمت گرمسير در پيش است ، شهر همچنان ترا ضبط مىبايد كرد ، دولتشاه را باور مىافتاد و از مراسم شوكت و تجبر هيچ كم نمىكرد و كليهء دروازه‌ها از تصرف باز نمىگذاشت و كوتوالان قلعه را تغيير نمىكرد ، بلكه با جمعى از مفسدان مواضعهء غدرى مجدد بنياد نهاد كه در شب پشت اين گنبد كه خوابگاه شاه شجاع است بشكافند و به بالين او آيند و هلاك گردانند . امير درسن آن را به سمع شاه شجاع رسانيد . او را با جمعى كه متفق بودند به شمشير انتقام بگذرانيد 125 . بعد از آن امير سيورغتمش به اتفاق سلطان اويس به شرف بساطبوسى آمدند و به صنوف عواطف خسروانه مخصوص شد . بعد از چند روز استجازه كرد كه به هزاره رود و هزار « 53 » سوار ترتيب كرده به مدد لشكر رساند . چون هوا به جانب حرارت مايل شد ، شاه شجاع به عزم تسخير شيراز نهضت فرمود . چون به مشيز نزول افتاد ، امير سيورغتمش بر حسب ميعاد با لشكريان برسيدند . حاكم شبانكاره نيز در مرحلهء نيريز استقبال كرد . همچنين اشراف از اطراف متوجه شدند تا به يك منزلى شهر نزول افتاد و شحنگان را به اطراف روانه كرد . هرچند عارضه‌اى روى نموده بود كه به محفه كوچ به منازل مىكرد باوجود اين لشكر مخالف نيك مخوف بودند و مقرر چنان كرده بودند كه چون شاه شجاع برسد ايشان غيبت نمايند . در اثناى اين حال ، امراى اوغانى و جرمائى اظهار مخالفت نموده فرار اختيار كردند و جملگى به ولايت خود مراجعت نمودند . چون باوجود مرض ، لشكر روى به مخالفت آوردند ، تزلزلى تمام به حال دليران راه يافت . بجز مراجعت فايده نبود . به دار الملك كرمان بازگشت و بنياد كار بر توكل نهاد و التجا به اشراف اطراف نكرد و از مملكتى خراب بىآنكه تكليفى بر درويشان كند لشكرى جرار دو نوبت برنشاند . ذكر توجه به گرمسير چون به قمع و استيصال سيورغتمش متوجه گرمسير شد ، لشكر اوغان به كوهها تحصن جستند و امير سيورغتمش به قلعه رفت و هرگاه كه فرصتى مىيافتند ،

--> ( 53 ) . نسخهء لندن : دو هزار .