محمود كتبى
93
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
به ميدان قتال مىآمدند . چون مواضع حصين داشتند تسخير ايشان زود ميسر نمى - شد و در آن صحرا عسرتى دست داد . چنانچه لشكريان از قوت در زحمت بودند . چون مدت محاصره متمادى شد ، اوغانيان استمداد از جانب شاه محمود نمودند . از آنجا شاه يحيى با جمعى امرا به معاونت امير سيورغتمش نامزد گشت . چون به حوالى گرمسير رسيدند شاه يحيى به صلح درآمد و به پنهان كتابتى ارسال گردانيد ، مشتمل بر اظهار پشيمانى به اقدام اين حركات و التماس عفو و عنايت از عم بزرگوار . شاه - شجاع به خط اشرف اين كتاب در جواب قلمى فرمود : « طول اللّه عمره معلوم كند كه مادام كه آن فرزند در اخلاص و يك جهتى راسخ و راست باشد و آثار و علامت آن كما هو حقه مشاهده رود و محقق گردد كه بر خلاف گذشته است چگونه از عقل و مروت و شفقت و عصبيت معذور و مرخص تواند بود كه عنايت و مرحمت دريغ دارد . اما در اين اقسام ؛ آن فرزند ما را تا غايت متردد داشته و متلون زيسته و اكنون چون مىخواهد كه عذر مافات بخواهد و تجربهء مزاج اهل روزگار كرده و قصد و غرض هركس برسنجيده . بپوش روى مروت ز چشم بىبصران * مده نقاب سلامت بهدست پردهدران كه در طبيعت خنثى تفاوتى نكند * ميان خنجر پولاد و دوك بيوه زنان ترا كه مركب مردى است زيرران مراد * بكوش تا كه نمانى ز ابلق حدثان به تجديد غبار نقار از صحيفهء ضمير محو كرديم . بجز عنايت و شفقت هيچ نقشى نمانده . بيا كه نوبت صلح است و دوستى و عنايت * به شرط آنكه نگوئيم از آنچه رفت حكايت در اين باب انديشه نيكو مىبايد كرد و التوفيق من اللّه و السلام . » مقارن اين ، چون زحمت درد پاى با چند الم ديگر ضعف المعهود به احوال