محمود كتبى
79
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
صباح بامداد ، شاه شجاع به در خانه پدر آمد . شاه محمود هنوز نرسيده بود « * » . تفحص كردند . شاه محمود در حمام بود ، شاه سلطان برخاست و به در حمام آمد و همان حكايت كه با شاه شجاع گفته بود با او تقرير كرد . او در زمان سوار شده و به در خانهء پدر آمد . امير مبارز الدين به تلاوت مشغول بود 90 . شاه محمود را در دهليز بيرون بنشاندند و شاه شجاع و شاه سلطان بر در اين خانه كه امير مبارز الدين در آنجا تلاوت مىكرد بايستادند . پنج شش مرد ، با مسافر ايوداجى ، به اندرون فرستادند كه امير - مبارز الدين را بگيرد . او با اين جماعت به اندرون آمد . امير مبارز الدين چون ايشان را بديد ، دانست كه واقعهاى دست داده . خواست كه شمشير برگيرد اتفاقا سلاح دور تر بود . اين سرهنگان او را بگرفتند و مقيد ساختند 91 . همان لحظه 92 شاه سلطان برفت و خواجه برهان الدين را قتل كرد و در شب امير مبارز الدين را به قلعهء طبرك بردند . همان شب جهان بين او به تكحيل ميل مكحول شد 93 . إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ 94 . بىتكلف چشم و چراغ آل مظفر ، جلال - الدين شاه شجاع بود و به عقل از اكثر شهرياران ممتاز بود و به علم و كمالات ظاهر و باطن آراسته بود . آرى بيت چو ملكت را پديد آيد كمالى * كمالت را شود پيدا زوالى عين الكمالى بر چهرهء زيباى جلال و كمال او راه يافت . بيت كمال كار جهان نقص دان از آنكه جهان * به نرگس افسر زر داد و چشم نابينا 95 اگر به ديدهء بصيرت نظرى در تقلب روزگار كردى و به چشم اعتبار در انقراض دولت ناپديدار نگريستى ، به سبب استيلاى قوهء غضبى بر حركتى بدين هولناكى ارتكاب ننمودى و خود را از سرزنش شر الولد من عقه وضيع حقه دور داشتى و شفقت پدر فرزندى از ميان برنگرفتى :
--> * عبارت نسخهء گزيده ناقص است و قسمتى از كلمات محو شده تتميم آن از متن جامع - التواريخ شد .