محمود كتبى

73

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

بودند . در آن چند روز شاه شجاع به پدر ملحق شد . عزيمت جزم گشت . چون به مرحلهء بهبهان رسيدند هوا به گرمى تغييرى يافت . در اثناى اين خبر رسيد كه كيومرث با شيخ عيسى كرد و ديگر امرا و سرداران قريب ده هزار « 38 » سوار و پياده جمع كرده‌اند و جنگ را آماده شده . امير - مبارز الدين ياساميشى كرد و ميمنه را به شاه شجاع داد و ميسره را به شاه محمود و خود در قلب لشكر بايستاد و شاه يحيى را پيش خود بداشت 78 . تا فريقين به هم رسيدند . جنگى اتفاق افتاد كه انگشت تحير در دهان همگنان بماند . عاقبت لشكر لر منهزم شد و كيومرث كشته شد 79 . روز ديگر خلاصهء ملوك مغرب ، اتابك شمس الدين پشنگ بن ملك سلغر شاه - بن اتابك احمد بن اتابك يوسف شاه بن اتابك شمس الدين الب ارغوين اتابك هزاراسف بن ابو طاهر بن محمد بن على بن ابو الحسن فضلوئى با ملوك عظام علاء الدين عطا و تاج الدين تكين‌تاش و سراج الدين عمر لالبا « 39 » با تمام اكابر و امراى آن مملكت به دستبوس آمدند . به انواع نوازش مخصوص گشتند . چون به حوالى ايذج كه دار الملك لرستان است نزول افتاد ، خبر رسيد كه اتابك نور الورد به خطهء سوسن كه خندق آن از آب شوشتر است و بارهء آن از كوه تحصن جستند و لشكرى جمع كرده . شاه شجاع به عزم سوسن « 40 » متوجه شد . اتابك نور الورد خبر يافت . روى به هزيمت آورد و در قلعه متحصن شد 80 . شاه شجاع جمعى از نوكران را به محاصره بداشت و خود به پيش پدر آمد . بعد از تسخير ملك [ لرستان ] ، در اواخر صفر « 41 » سنة المذكور حكومت آن مملكت به اتابك شمس الدين پشنگ كه عم‌زاده و داماد اتابك نور الورد و حسبا و نسبا مستحق بود به فرماندهى آن ديار مقرر شد و اتابك پشنگ به محاصرهء آن قلعه مشغول شد تا مستخلص گردانيد و اتابك نور الورد را ميل كشيد . چون امير مبارز الدين از ايذج 81 مراجعت نمود ، صحراى رخشاباد كه قديما شكارگاه ملوك بود شكارى اتفاق افتاد .

--> ( 38 ) . جامع : دوازده هزار . ( 39 ) . جامع : لاله‌پا . نسخه لندن : لالبه ؟ ( 40 ) . جامع : سوس . ( 41 ) . جامع : در منتصف .