محمود كتبى
150
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
نوشته است و حافظ ابرو نيز اين واقعه را در سال 758 ذكر كرده و فصيح خوافى هم . اما ظاهرا 757 درست است . زيرا اول جمادى الآخر 757 روز چهارشنبه است و پايان جمادى الاولى به تبع روز سهشنبه و اول جمادى الآخر سال 758 دوشنبه است و پايان جمادى الاولى يكشنبه . لذا در هيچ كدام از اين دو سال ، آخر جمادى الاولى به پنجشنبه نمىافتد . مگر اينكه تصور كنيم كه منظور آخرين پنجشنبه است نه پنجشنبهء آخر يا همان - طور كه مير خواند نوشته « اواخر جمادى الاولى » را بپذيريم . قطعهاى هم كه حافظ در مرگ شاه شيخ ابو اسحق پرداخته و تاريخ مرگ او را دقيقا آورده حكايت از سال 757 مىكند . بدينگونه : « بلبل » و « سرو » و « سمن » « ياسمن » و « لاله » و « گل » * هست تاريخ وفات شه مشكين كاكل خسرو روى زمين غوث زمان بو اسحق * كه به مه طلعت او نازد و خندد بر گل جمعهء بيست و دوم ماه جمادى الاولى * در پسين بود كه پيوسته شد از جزء به كل كه مجموع برابر عددى بلبل ، سرو ، سمن ، ياسمن ، لاله ، گل مطابق است با 757 ، ولى بيست و دوم جمادى الاولى در اين سال دوشنبه است نه جمعه و بيست و دوم جمادى الاولى سال 758 است كه به شنبه مىافتد و بسيار نزديك است به سخن حافظ با يك روز اختلاف كه احتمال اشتباه در آن يا گمان تحريف در شعر حافظ از بيست و يكم به بيست و دوم عادى به نظر مىرسد . و چون در مطلع سعدين و روضة الصفا و حبيب السير نيز علاوه بر تواريخ حافظ ابرو و فصيحى خوافى تاريخ قتل شاه شيخ ابو اسحق 758 آمده تواند بود كه حافظ هم مسامحه فرموده و نخواسته مادهء تاريخ زيباى خود را براى يك سال اختلاف از دست بدهد ؛ چنانكه در بين شعرا مرسوم است . كما اينكه قطعهء ديگرى در همين موضوع يعنى تاريخ مرگ شيخ ابو اسحق در ديوان خواجهء شيراز ديده مىشود كه برابر با 758 است . بدين ترتيب : به روز كاف و الف از جمادى الاولى * به سال ذال و دگر نون و حاعلى الأ طلاق خدايگان سلاطين مشرق و مغرب * خديو كشور عفو و كرم به استحقاق سپهر حلم و حيا ، آفتاب جاه و جلال * جمال دنيى و دين شاه شيخ ابو اسحق ميان عرصهء ميدان خود به تيغ عدو * نهاد بر دل احباب خويش داغ فراق در اين قطعه دو نكته قابل توجه است . يكى آنكه واقعه در روز « كاف و الف - 21 » ذكر شده نه چون قطعهء اول در بيست و دوم و ديگر آنكه حافظ از مقتل مخدوم خويش به « ميدان خود » تعبير مىكند و اين مطلب سخن ما را در خصوص علاقهء شيخ ابو اسحق به آن ميدان و ايجاد كاخ عظيم و ايوان كسرىگونه تأييد مىكند . اين بحث را به پايان مىبرم . خدا بهتر مىداند .