مؤلف مجهول
98
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
امير . [ با ] سى و شش غلام سلطان كه هر يكى اميران بزرگ بودند . سلطان گريخت . روز شنبه بيست [ و ] چهارم ماه رمضان سنه اربع و خمسين و ستمايه « 1 » بعد از دو روز از قونيه بدر آمذ . گريخت . بولايت لشكرى رفت . باجو بر سر قونيه آمذ . سوگند خورد كه خرآب كند . نظآم ، چهار استربار قيمتى كه قياس كردند كه بهايش [ گ 25 ب ] چهار گردونوار سرخ بود شهر قونيه را از باجو خريد . بقول آنك كنگر [ ه ] هاى باروى قونيه را خراب كردند . باجو بازگرديد . « 2 » بولايت بالا رفت . اميران جمع شدند چون نظام الدين خازن و ارسلان طغمش اتابك و خورشيذ پروآنه ببورغلو رفتند ، سلطان ركن الدين را بقونيه آوردند . بر تخت نشاندند . روز دوشنبه شانزدهم ماه صفر سنه اربع و خمسين و ستمايه . از جانب ديگر چون سلطان عز الدين شنيد كه باجو از روم بدر رفت از ولايت لشكرى بازگرديذ . « 3 » روز دوشنبه چهاردهم ماه ربيع الآخر سنه خمس و خمسين و ستمايه « 4 » بقونيه آمذ . سلطان ركن الدين با اميران خود ستذه بقيصريه رفته « 5 » بود . معين الدين پروانه « 6 » آنجا بود . ركن الدين شنيد « 7 » عزم هلاؤ [ هولاكو ] كرد چون سلطان عز الدين شنيد او نيز عزم
--> ( 1 ) . 654 . ( 2 ) . اصل : باز كردند . ( 3 ) . اصل : بازكرديد . ( 4 ) . 655 . ( 5 ) . اصل : « رفته » تكرار شده است . ( 6 ) . معين الدين سليمان معروف به پروانه ( صاحب پروانه ، نگهدار مهر ) از نژاد ديلمى بود و هفده سال فرمانرواى غيررسمى اما بالفعل قونيه بود . تمايل او نسبت به خداوندگاران سلجوقىاش ، همان اندازه متغير و غيرقابل اطمينان بود كه نسبت به مغولان و دشمنان آن ، يعنى مماليك مصر . او با مماليك مصر در ارتباط بود اما اين كه به نمايندگان و اكابر رومى اجازه داد كه در سال 674 ق بيبرس را به عزم تسخير روم تحريض كنند چندان روشن نيست . به هر تقدير اين دعوت پذيرفته شد و در بهار سال 675 ق سلطان مملوك به قلمرو سلجوقيان حمله برد و بر سپاه مغول در ابلستان شكست سختى وارد آمد و سپس وارد قيصريه شد و سپس به قلمرو خود عقب نشست . اباقا متوجه اين امر شد . از قيصريه تا ارزروم را قتل و غارت كردند و به وساطت وزيرش صاحب ديوان شمس الدين جوينى از كشتار عامه چشم پوشيد . پروانه را كه از سر احتياط به توقات عزيمت كرده بود ، براى محاكمه پيش ايلخان آوردند . چون گناه پروانه ثابت گرديد در غرهء ربيع الاول سال 676 ق / 2 اوت 1277 م او را به مرگ كيفر دادند . آقسرايى ، ر . ك مسامرة الاخبار و مسايرة الاخيار ، ابن بىبى و . . . ( 7 ) . اصل : سند .