مؤلف مجهول

56

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

و تاج بيش از بيست روز نبوذ . چون اين حادثه واقع شذ شانزدهم ماه رمضان ببغداد آمذ در ششم ماه شوال وفات يافت . پس تركان [ گ 7 ب ] خاتون صد هزآر دينار بر مقتدى فرستاد كه بر محمود بن ملكشاه بيعت فرموذ بستن . عضد الدوله معين الدنيا و الدين ملك العرب و العجم برهان امير المؤمنين سلطان محمود بن ملكشاه لقب نهادند هنوز پنج ساله بوذ روز آذينه بيستم شوال بر منابر بغداد برو خطبه كردند و ديگر پسران ملكشاه « 1 » از حضرت دور بودند و ديگر مادر او تركان خاتون دختر بغراخان بن ابراهيم بن ايلك مستوفى « 2 » بوذ و اميرانى كه در آن وقت در بغداد بودند مردمان او بودند و بر جمله دست انعام دآشت و تاج الملك ابو الغنايم « 3 » مرزبان بن خسرو فيروز

--> ( 1 ) . ملكشاه چهار پسر داشت : بركيارق ، محمود ، محمّد و سنجر . ( 2 ) . كلمهء مستوفى ظاهرا در اينجا زائد به نظر مىرسد . راوندى نام او را طمغاج خان ضبط كرده كه مقصود ابو المظفر عماد الدوله ابراهيم طفقاج خان بن نصر است كه يكى از ملوك خاّنيهء ما وراء النهر بوده است . حمد الله مستوفى در تاريخ گزيده نام وى را به صورت طمغاج بن بغراخان بن ابراهيم بن نصر بن ايلك خان بن بغراخان آورده است . مستوفى - تاريخ گزيده ص 435 . راوندى ، راحة الصدور و آية السرور ص 133 ، استانلى لين پل . . . تاريخ دولت‌هاى اسلامى و خاندانهاى حكومتگر ، ترجمهء صادق سجادى ، ج 1 - نشر تاريخ ايران ، سال 1363 ، ص 238 . ( 3 ) . وزيرزاده‌اى در فارس بود و سرهنگ ساوتكين را مدتى خدمت كرده بود . اين سرهنگ اميرى بزرگ بود كه در دولت و كشور مقامى داشت نزد سلطان از تاج الملك نيكوئى گفت و اظهار كرد تاج الملك بر خزينه و اموال او رسيدگى مىكند و مورد اعتماد اوست . از اينروى سلطان ، تاج الملك را كه مردى خوش لهجه و زبان‌آور و ثروتمند بود ، پذيرفت و وزارت فرزندانش را به وى داد ، و خزينه خود را در اختيار تاج الملك گذاشت . ديوان طغرا و انشاء را به وى تفويض كرد . سرانجام با وجهه‌اى كه او نزد سلطان داشت اوضاع كشور را تغيير داده از اينروى ، ملكشاه هم پس از مرگ خواجه وى را وزارت داد . ولى ديرى نگذشت كه سه ماه پس از مرگ خواجه در شوال 485 ه . ق به وضع فيجعى كشته شد . ظاهرا غلامان نظام الملك وى را متهم به قتل خواجه كردند و اين كار بدست آنان صورت گرفت . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، صص 72 - 71 . شبانكاره‌اى ، مجمع الانساب ، صص 141 - 140 . اقبال ، وزارت در عهد سلاجقه .