مؤلف مجهول
57
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
مردى داهى با هيبت بوذ . مدبر كار او بوذ و تركان خاتون خزينه گشود . بر لشكر بخشايش كرد . روز سه شنبه [ بيست ] و ششم ماه شوال از بغداد بيرون آمذ . عزم اصفهان كرد . در ذى الحجه باصفهان رفتند . بركيارق « 1 » پسر ملكشاه آنجا بوذ چون خبر وفات نظام الملك بر غلامانش رسيد ، ايشان هنوز در ماتم و سوگ بودند و كشتن او را از اشارت وزير تاج الملك مىدانستند . برخاستند بركيارق را كه پسر بزرگ ملكشاه بوذ از اصفهان بيرون آوردند . « 2 » عزم رى كردند چون تركان خاتون شنيد سه بار هزار بار هزار دينار بر لشكر تفرقه كرد در پى بركيارق افتاد در ورگرد « 3 » مقابل شدند . لشكر محمود از وى ترسيدند . روى گردانيد از محمود نزد بركيارق رفتند . امان خواستند و تركان خاتون و بر سيق و قماج و انر « 4 » اميرانى كه با وى بودند منهزم شدند راه اصفهان گرفتند [ گ 8 آ ] در ذى الحجه خمس و ثمانين و اربعمايه . « 5 » ازينجانب قطب الدوله اسماعيل « 6 » بن ياقوتى كه پسر عم ملكشاه بوذ ، تركان او را فريفته بود كه زن تو شوم ،
--> ( 1 ) . بركيارق پسر ملكشاه كه مادرش زبيده خاتون شاهزاده خانم سلجوقى ( دختر ياقوتى پسر جغرى بك ) بود . در سال 474 ه . ق ديده به جهان گشود . ( 2 ) . اصل : آمدند . ( 3 ) . ورگرد : بروجرد . ( 4 ) . اصل : انو ؛ قماج امير حاحب ملكشاه و محمود و بركيارق بود . وى به همراه انر ( اتابك سلطان محمود ) در سلخ ذى الحجهء سال 485 ه . ق به در وروجرد ( بروجرد ) با بركيارق جنگ كردند و شكست خوردند ، به اصفهان رفتند . بركيارق عازم اصفهان شد و برادرش محمود او را استقبال كرد . غلامان سلطان انر و بلكابك ، بركيارق را گرفتند و بازداشتند ، به عزم آن كه شب او را ميل كشند . همان شب محمود را ناگاه آبله برآمد ، ايشان ميل كشيدن را متوقف كردند يك هفته و يا به قولى سه روز بعد محمود مرد . بركيارق را بيرون آوردند و بر تخت نشاندند . با روى كار آمدن بركيارق از طرف وى مامور سركوبى شورش كردان شبانكاره شد كه در اين امر موفق نگشتند . چندى بعد بر اثر تحريكات مويد الملك در سال 492 ه . ق بر ضد بركيارق شوريد به رى لشكر كشيد . اما به دست غلامى ترك كشته شد . انر از مخالفان مجد الملك بر اوستانى بود . شبانكارهاى ، مجمع الانساب ، ص 106 ، حسينى ، اخبار الدولة السلجوقيه ، صص 94 ، 100 . ( 5 ) . 485 . ( 6 ) . حمد الله مستوفى نام وى را به صورت امير قطب الدين اسماعيل بن [ امير محمّد ] ياقوتى آورده است كه خال بركيارق بود و تركان خاتون او را فريب داده ، در حدود كرج در سال 486 ه . ق بركيارق با او جنگ