مؤلف مجهول

48

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

خليفه را گرفت . « 1 » ازينجانب بساسيرى گريخته بكوفه رفت . با دبيس مزيد بن منذر « 2 » كه والى آن ولايت بوذ دست يك كردند لشكر جمع كردند . نوشيروان بن خوارزمشاه را كه پسر زن او بود با اردم [ گ 5 آ ] و خمارتكين طغرآيى « 3 » و ساوتكين سرهنگ « 4 » را با ده هزار سوار فرستاذ . مقابل شذند . در ميان جنگ اسب او را بتير زدند . داود جاندار بشمشير بر رويش زخم كرد . گمشتكين دويت‌دار « 5 » سرش را بريذ . سرش را گرفتند و هرچه دبيس را از مال و غنيمت ، برگرفتند ببغداد آمذند سر بساسيرى را آويختند در سنه خمس و خمسين و اربعمايه « 6 » سيده را سلطان از خليفه خواستگارى كرد . خليفه را خوش آمذ زيرا خليفه سلطان را عظيم دوست مىداشت . ابو نصر كندرى خبر بسلطان آورد . سلطان شاذ شد . در بغداد عروسى كردند . چون سلطان دختر را ديذ زمين بوس كرد . دختر نقاب گشوذ در خوبى بديع الجمال بوذ . بعد از چهار ماه عزم رى كرد هم اندر آن سال در سنه خمس و خمسين و اربعمايه از دنيا بيرون رفت . برادرزادهء خود الب ارسلان بن جغرى بك بن ميكائيل [ را سلطنت داد ] . « 7 »

--> ( 1 ) . اصل : گرفته . ( 2 ) . بندارى نام وى را به صورت دبيس بن على بن مزيد آورده كه والى شهر حله بوده است . وى شب يكشنبه 10 ماه شوال سال 473 ه . ق وفات كرد . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، صص 21 ، 80 . ( 3 ) . از روساى سپاه طغرل بود كه از طرف طغرل به تعيب بساسيرى به همراه انوشيروان ، سرهنگ ساتگين و اردم رفت . هنگاميكه عميد الملك پيش خليفه رفت ، خليفه به خمارتكين طغرايى نامه نوشته و از عميد الملك و اصرار او شكايت كرده بود . خمارتكين در پاسخ نامه اشاره به نرمى و محبت نسبت به عميد الملك كرده بود اما خليفه را به پايدارى و خوددارى تشويق نموده بود ، عميد الملك هم بريدن حكايت نكاح را به مراسله خمارتكين نسبت داده ، از اينرو سلطان بر وى خشم كرد ، وى نيز ترسيد و به كنجى خزيد . همان ، صص 25 - 21 . ( 4 ) . بندارى آن را به صورت سرهنگ ساتگين آورده است . همان ، ص 21 . ( 5 ) . گمشتكين ، بساسيرى را اسير كرد و كشت و سرش را بريد و مقابل دار الخلافه آويزان كرد . گمشتگين ابتدا اتابك و معلم بر كيارق بود ، و چون بر كيارق به سلطنت نشست ، فرمان گمشتكين و حكم وى كارگر شد درست مثل اينكه با بركيارق در سلطنت شريك بود . مادر سلطان نيز در كمال بىبندوبارى با گمشتكين ارتباط داشت . همان ، صص 21 ، 94 - 95 ، شبانكاره‌اى ، محمد بن على بن محمّد ، مجمع الانساب به تصحيح ميرهاشم محدث ، انتشارات امير كبير ، چاپ اول ، 1363 ، ص 106 . ( 6 ) . 455 . ( 7 ) . از اين‌جا عبارتى حذف شده است ، ظاهرا بايد چنين باشد .