مؤلف مجهول

43

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

باز لشكر جمع كردند . سلطان از سبب عشرت غافل بوذ خبر آوردند خوآر دآشت . سلطان را نزديك مرو شكستند . كار آل سلجوق قوت گرفت . اقليم زير حكم ايشان شذ . ولايت را بر يكديگر قسمت كردند از كنار جيحون تا نيشابور بخش ابو سليمان داود جغرى بك بن ميكائيل بن سلجوق كردند و هرى و پوشنگ و سيستان بخش ابو على حسن بن يبغو كردند و كوهستان و گرگان بخش ابراهيم اينال بن يوسف كردند و طغرل بك آهنگ شهر رى كرد و رى را فتح كرد . بسراى ابو الحسن على بن كامه فروذ آمذ گنج خانهء يافت مال بىنهايت بدر آوردند و در سراى فخر الدوله ( رحيم ) « 1 » بن فخر الدوله گنج‌خانه ديگر يافتند [ گ 3 ب ] اسبان وزين و آلت سلاح جمله از سر تا پاى مرصع بوذ و جانوران رنگارنگ جمله از زر مرصع كرده بوذند . گنجها يافتند كه محاسبان بعمرها حساب آن را درنيابند . « 2 » چون اين فتح كردند در يك جا جمع شذه كنكاج ( بمعنى مشورت ) « 3 » كردند كه اين فتحى بزرگ بود ، و دولت عظيم . نباشد كه از طرف خليفه خطرى باشد . مكتوبى نزد قايم ( بامر الله ) « 4 » نبشتند كه ما بندگان ، گروهى هستيم كه سال و ماه عمر خود را در غزا و زيارت كعبه و خيرات درويشان مشغول بوديم مطيع . . . « 5 » خاندان خلفا . ما را ، بزرگى بوذ دين‌دار نيكوسيرت يبغو ارسلان غازى مىگفتند يمين الدوله سلطان محمود او را بىگناه بگرفت . بسيار زمانست كه در زندان ميدآشت بسيار خواهش كرديم ندآد بىگناه چهارده كس را از ما بياويخت چنانك دل اعيان خراسان بر ما بسوخت از سوز دل ، ما نيز مقابل شديم چون بهم رسيديم بارى تعالى بيمن دولت حضرت مطهر نصرت دآد زيرا اعيان

--> ( 1 ) . اصل : بين هلالين در حاشيه آمده است . ( 2 ) . اصل : در نيابذ . ( 3 ) . اصل : بين هلالين در حاشيه آمده است . ( 4 ) . اصل : بين هلالين در حاشيه آمده است . ( 5 ) . ظاهرا از اين‌جا جمله‌اى افتاده است .