مؤلف مجهول

44

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

خراسان از قهر سياست . . . « 1 » اگر رآى عالى خليفه مصلحت بيند ، براى دين اسلام و مصلحت درويشان جان فدا كنيم . ابو اسحآق فقاعى « 2 » را بمكتوب فرستآذند چون به حضرت خليفه رسيذ خليفه ابو محمّد هبة الله مأمونى « 3 » را فرستآذ كه چون بر مكتوب مطلع گردى تا ببغدآد عزم كنى كه صورت و سيرت ترا ديذه منشور امآرت و سلطنت داده شوذ . طغرل بك از گشوذن ولايت كوهستان پرواى ولايت [ و ] حضرت خليفه نكرد تا سنه سبع و اربعين و اربعمايه . « 4 » هبة الله با طغرلبك بوذ آنگاه به حضرت امير المؤمنين رفت بخليفه عظيم خوش نمود زيرا سعادت ياور بوذ هم به صورت خوب بود و در سخن فصيح بود [ و ] در عطا بىنظير بوذ . [ گ 4 آ ] خليفه عهدنامهء سلطنت دآذ . ركن الدوله ابو طالب طغرل بك يمين امير المؤمنين لقب نهاد . جهان را بوى مقرر كرد در منبرهاى بغداد بنام طغرل بك [ خطبه ] خواندند . پيش از آن بنام ملك رحيم « 5 » ابو نصر بن كالنجار بن سلطان الدوله مىخواندند . ابو نصر بن كالنجار « 6 » را بگرفت نزديك رى بقلعهء طبرك « 7 » بحبس انداخت . پسر عم خويش

--> ( 1 ) . ظاهرا از اين‌جا جمله‌اى افتاده است . ( 2 ) . اصل : قفاعى ؛ ابو اسحق فقاعى فرستاده طغرل بدار الخلافه بزرگ ( بغداد ) و مردى خوش‌قيافه و زبان‌آور بود . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 8 . ( 3 ) . ابو محمّد هبة الله بن محمّد بن حسن بن مأمون فرستاده خليفه القائم بامر الله بود كه نزد طغرل مانده و وى را به مسافرت به بغداد دعوت مىكرد و نمىگذاشت بر جاى قرار گيرد . همان ص 10 . ( 4 ) . 447 ه . ق . ( 5 ) . وى از پادشاهان آل بويه بود . كه در بغداد بنام او خطبه مىخواندند . در سال 447 ه . ق ، نام ملك رحيم از خطبه افتاد و بنام طغرل خطبه خواندند . طغرل ، ملك رحيم را دستگير و به زندان افكند و به دولت آل بويه پايان داد . فقيهى ، على اصغر ، آل بويه و اوضاع زمان ايشان ، انتشارات صبا ، چاپ سوم ، سال 1366 ، صص 234 ، 308 ، 302 . ( 6 ) . اين كلمه در بعضى نسخه‌ها به صورت كاليجار و در بعضى كالنجار آمده است كه منظور همان ابو نصر بن كاليجار مىباشد . ( 7 ) . طبرك در فارسى به معنى تپه است ، در شمال رى قرار دارد ، چنانك حمد الله مستوفى گويد : « قلعهء طبرك در پاى كوه افتاده است ، در آن كوه معدن نقره است » . قلعهء طبرك را چنان كه تاريخ ظهير الدين