مؤلف مجهول
116
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
ايشان را آويختند . شهر لاذيق بدست دخترزادهء كوچكين صاحب افتاد . در سنهء ثمان و ثمانين و ستمايه « 1 » ، و عزيز الدين بكلربك بر كيغاتو رفت . باقى اتراك را بهم برد و كرميان [ را ] تاختن كرد ولايت خراب كرد . و الله ينصر بفضله من يشاء . گاه ايشان و گاه لشكر سلطان ظفر مىيافت و مدتى همچنان ماند . آخر سلطان مخالفان هلاك كرد . چون قدرى غوغا ساكن شد ، سلطان فرستاذ ملك سياوش را كه برادر خوذ بود آورد ، از سينوب دختر پسر اشرف را براى او خواست . ملك سياوش را بهم فرستآذ . سلطان بنفس خوذ نزديك ويرانشهر رفت . پسر اشرف برسيذ . از آمذن سلطان پيشدستى كرد . ملك را گرفت در ويرانشهر محبوس كرد . ( در سنهء ثمان و ثمانين و ستمايه ) « 2 » از اين سبب در قونيه فتنه و آشوب برخاست . رنود دست برآوردند . خانها [ خانهها ] را فرو مىگرفتند و مردم را معذّب مىداشتند . چنانك كسى از بيم ايشان بباغها نمىتوانست رفتن . قضا را آن جوانان بيرون [ گ 35 ب ] شهر در خانه [ اى ] بودند . شحنهء شهر [ و ] اميران سلطان گرد آن خانه را گرفتند . آن جوانان دست ندادند . آتش در آن خانه زدند . صاحب خانه بدر جست . باقى جوانان و گهواره و زن [ و ] بچهء صاحب خانه [ و ] امانت مسلمانان همه سوخته شد ، روز چهآرشنبه اول ربيع الاول سنهء تسع و ثمانين و ستمايه . « 3 » ازينجانب پسر قرامان فرستآذ كه گرفتن برادر سلطان مصلحت نبود . ازين سبب مفسده مىخيزد . پسر اشرف ، ملك سياوش را بيرون آورد اعزاز نموذ بقونيه فرستاد . درين روزها بود [ كه ] به شهر ارزنجان « 4 » زلزله واقع شد . هنگام چاشتگاه ، اغلب شهر خراب شد . همان
--> ( 1 ) . 688 . ( 2 ) . بين هلالين در حاشيه آمده است ، 688 . ( 3 ) . 689 . ( 4 ) . ارزنجان استانى در آناطولى شرقى در حوضهء علياى فرات . جنگ ملازگرد در نزديكى ارزنجان ميان آلب ارسلان و ارمانوس امپراطور روم شرقى روى داد . ياقوت آن را ارزنگان ناميده است و مىگويد در زمان وى بيشتر ساكنين آن شهر ارامنه بوده است . حمد الله مستوفى گويد : « سلطان علاء الدين كيقباد سلجوقى تجديد عمارتش كرد و بارويش نيز به سنگ تراشيده برآورد و هوايش بغايت خوب است و