مؤلف مجهول
113
تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )
كرميان گريخت پنهان شد . از ولايت كرميان غارت [ گ 33 ب ] عظيم كرده مال بسيار جمع كرد بقيصريه رفت متمكن شد . ازينجآنب ، چون سلطان رفت باز كرميان لشكر گرد كرد . در قرا حصار دختر پسر صاحب فخر الدين شنيد او نيز لشكر خود را ستذ بر لشكر كرميان زد . لشكر كرميان بوذند . دختر پسر صاحب فخر الدين را بزغوش بهادر « 1 » كشت . لشكرش را شكست . در سنهء ست و ثمانين و ستمايه . « 2 » اين خبر به صاحب فخر الدين رسيد . با سلطان لشكر مغل و مسلمان را ستد قصد كرميان كرد . بزغوش و لشكر كرميان گريخت . در ولايت اوج و كرميان چندان خرابى كردند . باز بقراحصار « 3 » آمدند . سلطان بقونيه آمذ . هفتم شوال سنهء ست [ و ثمانين و ستمايه ] ، اخراجات عظيم شذ چنانك خلايق بيچاره شدند . بعد از آن عزم قيصريه كرد . دربستگى « 4 » بمردمان روم وآقع شد . پسر قرامان بر ديآر طرسوس « 5 » رفت خرابى كرد . تكفور نايب خود را بر خان فرستآذ با مال فراوان . صاحب فخر الدين و سلطان نيز نزد خان بودند . به حكم كيغاتو « 6 » ، سلطان و صاحب لشكر مغل و مسلمان را ستدند . قصد ولايت قرامان كردند . پسر قرامان بجايهاى دشخوار گريخت نتوآنستند بدست آوردن . شهر لارنده ولايتش را خرآب كردند . پنجشنبه نهم ماه ذى الحجه سنهء ست و ثمانين و ستمايه « 7 » . بعد از آن پسر اشرف از غرغروم قصد آب گرم كرد و پسر بلبان آنجا بوذ . بحيله لشكر او را شكست و خلق بسيار كشته شذ . سرهاى ايشان را به شهر
--> ( 1 ) . بهادر به معنى مبارز ، دلاور ، قهرمان و پهلوان مىباشد . ( 2 ) . اصل : سته ، 686 . ( 3 ) . قره حصار در شمال غربى آقشهر بود . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 156 . ( 4 ) . به معناى مضيقه است . ( 5 ) . مهمترين ثغور اسلامى شهر طرسوس بود كه ساخلو نيرومندى متشكل از سوار و پياده در زمان قديم آن را حفظ ميكرد زيرا اين مكان بر مدخل جنوبى معروف كيليكيه در جبال توروس مسلط بود . همان ص 142 . ( 6 ) . همان گيخاتو است . پس از ارغون برادرش گيخاتو كه در زمان او فرمانرواى آسياى صغير بود به پادشاهى نشست ( 690 - 694 ه ) . ( 7 ) . 686 .