سيف بن محمد سيفى هروى
90
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
پانصد تن را در راه اسفزار بگرفتند . بعد از آن اياجى با نعمت بسيار و اسير بىشمار از هرات برفت . 73 . صفت خرابى شهر هرات چون شهور سنه تسع و ثمانين و ستمايه ( 689 ) درآمد ، در اين سال در هرات از مردم صد نفر بيش نبود . و از غله و اقمشه در نهان خانهها و چاهها چندانى مانده بود كه [ كسى ] را [ 383 ] غايت و نهايت در تصور نيامدى . يك سال شهر هرات از مردم خالى بود و طرق اطراف ناايمن ، و خلق متوطن در قلعهها و حصارها ، و احوال عساكر به واسطهء خلاف امير نوروز ، در تزلزل . و سه سال - سنه تسعين و ستمايه و احدى و تسعين و ستمايه ( 691 ) و اثنى و تسعين و ستمايه ( 692 ) - در هرات به واسطهء خرابى ، حادثهاى ظاهر نگشت كه تاريخ او به كتابت پيوستى . 74 . آمدن امير نوروز جهت عمارت شهر هرات چون شهور تسعين و ستمايه ( 690 ) درآمد ، در اين سال به حكم پادشاه غازان [ 383 ] امير نوروز بن ارغون آقا با پنج هزار سوار به بادغيس آمد ، و از آنجا به درهء گز رفت و آن نواحى را بتاخت ، و بسيارى از حواشى و مواشى مخالفان پادشاه غازان را به هرات آورد . بعد از آن ينكى باورجى را به اسفزار فرستاد و الاتمور را به سجستان ؛ و به ملك نصر الدين سجستان و ملك حسام الدين اسفزار و ملك جلال فراه ، آلتمغا نوشت كه حكم يرليغ پادشاه غازان بن ارغون خان بن ابقا خان بر آن جمله به نفاذ پيوسته است كه من كه نوروزم شهر هرات را به حال آبادانى باز گردانم و از اطراف خراسان رعاياء هرات را باز طلبم . مىبايد كه چون سواد يرليغ پادشاه عادل غازان و آلتمغاء من برسد و بر مضمون آن واقف شويد ، مردم هرات را كه در آن ولايات باشند ، باز فرستيد و در آمدن بر اين جانب مانع نياييد . بعد از شش ماه الاتمور و ينگى باورجى با پنج هزار كدخداى هروى به هرات آمدند . امير نوروز ينكى باورجى را به شحنگى هرات نصب گردانيد و حكم فرمود كه تا دو سال هيچ آفريده از مغول و مسلمان بر رعيت هرات زحمتى و كوچى نرساند تا خلق پريشان جمع شوند و ولايت خراب به حال معمورى بازآيد و سينههاء خسته مرهم يابد . [ 385 ] به اندك روزگارى شهر هرات آبادان گشت ؛ چنانك رشك بغداد [ و ] نمودار خطهء سمرقند شد . و از اطراف ممالك خراسان خلق روى به