سيف بن محمد سيفى هروى
86
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
طرف قلعهء قندهار كشيد . و سبب آن بود كه چون ملك مذكور در خطهء هرات به جاى پدر مغفور خود جلوس فرمود ، حاكم قندهار از انقياد ، ابا نمود . ملك شمس الدين ، در ربيع الآخر سنه مذكور از ولايت غور به جانب قلعهء قندهار حركت فرمود و از اطراف و نواحى غور و غرجستان و هرات و اسفزار و آزاب و تولك زعما و حكام با لشكر تمام جمع گشتند ؛ بعد از بيست روز كه عدت حصارگيرى و قلعهگشايى ساخته و پرداخته شد ، روز بيست و يكم [ 370 ] ملك شمس الدين به پاى قلعهء قندهار آمد . در آن قلعه قرب دو هزار مرد جنگى بود ؛ به يك بار متوجه حرب و ضرب شدند و دست به تيرانداختن و احجار زدن برآورد . ملك شمس الدين بنفسه پيش راند و گفت : اى نامداران غور پيش رويد . جمعى چون اختيار الدين سالار و امير عمر دره و جمال قاضى و حسام الدين تولك و نقيب « 1 » على و امير نصرت و زمرهء ديگر [ 371 ] چون شتران آشفته به يك حمله به پاى دره آمدند . حصاريان قرب هزار مرد از قلعه بيرون آمدند و روى به سوى حرب نهاد [ ند ] . هردو فريق چندانى از يكديگر را به قتل آوردند كه اطلال و دمن از جوى خون چون جيحون و سيحون گشت . [ 372 ] سيزده روز بر اين نسق ملك شمس الدين با ايشان حرب كرد و آن جماعت همچنان بر طغيان و عصيان اصرار مىنمودند و جسارت و مقاومت ظاهر مىگردانيد [ ند ] . روز ديگر از اول بامداد ملك شمس الدين با تمامت سپاه خود به پاى قلعه راند و از پشت مركب فرود آمد . لشكر به يكباره پياده شدند و به دو حمله نزديك دروازه رسيدند و خواستند كه آتش در زنند . از بالاء قلعه فرياد برآوردند كه [ 373 ] ما بندگان را امان ده . مردم قلعه مالى بيرون آوردند . روز ديگر ، ملك شمس الدين كامياب از قندهار با حصول مطالب مراجعت نمود . 65 . تربيت و عدل ملك شمس الدين كهين در باب مردم هرات چون شهور سنه احدى و ثمانين و ستمايه ( 681 ) درآمد ، در اين سال ملك شمس الدين از قلعهء خيسار به خطهء هرات بر سرير دولت ديهيم عزّت بر تارك مبارك نهاد و ابواب خيرات بر روى خلايق بگشاد . در اين سال سكان شهر هرات مرفه الحال به عبادت حضرت ذى الجلال قيام نمودند و هيچ پريشانى بديشان راه نيافت . [ 374 ]
--> ( 1 ) - نسخه : نقتب