سيف بن محمد سيفى هروى
87
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
66 . حكومت ملك علاء الدين در شهر هرات چون شهور سنه اثنى و ثمانين و ستمايه ( 682 ) درآمد ، در اين سال ملك سعيد شمس الدين پسر خود ملك مرحوم علاء الدين را ، كه به حكمت و حكومت و ذكا و سخاوت و وفا موصوف بود ، قايم مقام خود در شهر هرات نصب گردانيد ، و گفت : اى فرزند ، بايد كه در باب رعيت شفقت و معدلت مبذول دارى ؛ و خواص و عوام را از انعام و فضل خود بهرهمند دار ؛ و به [ 375 ] فقرا و ضعفا ، هر اصطناع و تكريم كه ميسر گردد ، عطا كن ؛ و تفريق و تنفر زيردستان را واسطهء خلل ملك شناس ؛ و زمام حل و عقد اعمال به كف كفاتى سپار كه از ستم و تعدى مبرا باشند و به حليت راستى و كمآزارى متحلّى و بر رعيت مهربان و رحيم . و بر سياست خاصه بر قتل و قطع بىوضوح دليل و ظهور يقين تعجيل مكن . بعد از آن به چند روز به طرف قلعهء خيسار حركت فرمود . ملك علاء الدين مواعظ پدر را به جاى آورد و در تربيت رعيت و پاس خاطر ايشان هيچ دقيقه مهمل نگذاشت . [ 376 ] 67 . آمدن پادشاهزاده ارغون به هرات چون شهور سنه ثلاث و ثمانين و ستمايه ( 683 ) درآمد ، در اين سال پادشاهزاده ارغون به هرات آمد ، و در باب رعيت هرات ، چندانكه ممكن بود ، عاطفت و مرحمت فرمود ؛ و ملك علاء الدين را بنواخت ، و از براى ملك شمس الدين خلعت خاص و يرليغ و پائيزهء زر فرستاد ، و بعد از چند روز به بادغيس رفت و از بادغيس به سرخس حركت كرد . 68 . مخالفت هندونوين با امراء بادغيس چون شهور سنهء اربع و ثمانين و ستمايه ( 684 ) درآمد ، در اين سال هندونوين ، امير تاتيمور را به قتل رساند و سبب آن بود كه تاتيمور ، كه امير تومان و مقرب پادشاهزاده ارغون بود ، دايم از هندونوين بد گفتى . [ 377 ] هندونوين از آن معنى به غايت برنجيدى ، و چون تاتيمور را در پيش پادشاهزاده ارغون حاميان قوى بود ، هندونوين عداوت خود با او ظاهر نكردى . روزى فرصتى نگاه داشت و در ميان طوى ، تاتيمور را بكشت و چند تن از نزديكان او [ را ] به قتل آورد . امرا كه در بادغيس بودند - الّا دونوين و جاردو و دنقرا - به اتفاق لشكر جمع كردند ، تا بر هندو [ نو ] ين