سيف بن محمد سيفى هروى

77

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

لشكر خراسان آمده‌اند و آوازه در انداخته كه پادشاه ابقا رسيد و طائفه‌اى مىگويند كه پادشاه ابقا آمده است ، اما لشكر او اندك است . ما را فرستاده‌اند تا تحقيق حال كنيم . پادشاه ابقا چون بر آن [ 331 ] سر مطلع گشت ، تدبيرى انديشيد بس خردمندانه . بعد از ساعتى از سراپرده بيرون آمد و مغول فصيح جلد جهان ديده‌اى را طلب داشت و با او مواضعت كرد ، تا به شيوهء ايلچيان در بارگاه درآيد و آن سخنان باز راند ، و مراجعت فرمود ، و بر قاعده بر تخت سلطنت نشست ، و با خواص به عشرت مشغول شد . ناگاه آن مغول كه پادشاه ابقا با او مواضعت كرده بود - سلاح پوشيده و گرد راه بر سر و روى او نشسته - درآمد . چون به سراپردهء خاص رسيد ، زمين بوسه داد و گفت : [ 322 ] پنج ماه باشد پادشاه جهان از اردوها جدا شده از جوانب و اطراف ياغيان برخاسته‌اند ؛ و حاليا از دربند تا ارمن و ديار بكر سپاه بيگانه دارد . اگر در مراجعت پادشاه جهان مسارعت ننمايد ، باقى اردوها و الوس از دست بخواهد رفت . پادشاه ابقا امرا را طلب كرد و گفت كه تدبير چيست ؟ هركس سخنى گفت : آخر الامر [ به ظاهر ] بر آن مقرر گردانيدند كه باز گردند . پادشاه ابقا سوار شد و به شتاب تمام روى به راه آورد و تمامت لشكر خيمه‌ها و خرگاهها بگذاشتند . پادشاه ابقا بر سر جمع اميرى را فرمود كه اين سه جاسوس را به قتل [ 323 ] رسان و در خلوت گفت : دو تن را بكش و يكى را رها كن . پادشاه ابقا به دشت خنبه « 1 » كه به جهت جنگ جاى معين كرده بود ، فرود آمد و به شهر هرات ايلچى فرستاد كه مردم هرات پيش شاهزاده براق نروند و بر روى سپاه او دروازه‌ها نگشايند و به اسم يرغو چيزى نفرستند . از آن جانب چون آن جاسوس را به جان امان دادند ، به بارگاه شاهزاده براق درآمد و گفت : [ 324 ] اين زمان در آن دشت به جز خيمه و خرگاه و قبا و كلاه و اسب و اشتر هيچ مردى نيست . شاهزاده براق به غايت خرّم و خوشدل شد . شاه و سپاه على الصباح به يك بار سوار شدند . چون نزديك شهر هرات رسيدند ، مسعود بيك با سوار چند پيشتر راند . چون نزديك دروازه رسيد ، در به روى او ببستند . خواجه شمس به يارى و طايفه‌اى از اشراف از باروى سلام كردند [ و گفتند ] كه پادشاه ابقا به وقت مراجعت شهر هرات را بسپرده و حكم فرموده كه دروازه‌ها را ببنديد و پيش شاهزاده براق مرويد . مسعود بيك هرچند كه مبالغت كرد ، در نگشادند . مسعود بيك رنجيده پيش شاهزاده براق آمد و احوال عصيان هرويان عرضه داشت .

--> ( 1 ) - نسخه : جنبه