سيف بن محمد سيفى هروى
56
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
پيش از اين حكايت به چندسال اميرى بود جيجغاى نام ، به حكم شاهزاده باتو در بادغيس بودى ، و از جانورداران سه امير معتبر - يكى چون قبرتو و ديگرى سوكو و سيم تا تيمور - ملازم جيجغاى بودند و هرسال دو نوبت جانورانى كه به دست آوردند ، پيش شاهزاده باتو فرستادند ، و از هرات اولاغ و خيام طلب كردندى . [ 229 ] قرلغ و امير محمد عزّ الدين مقدم و عمال هرات هر كرت ده اولاغ و دو خيمه و سيصد دينار عدلى بديشان دادند . در اين سال جانورداران برقرار هر سال به هرات آمدند . ملك به خشم تمام بانگ بر جانورداران زد و گفت : من بعد شما را از ديوان هرات چيزى نخواهد رسيد . جيجغاى ايلچى به دربند - پيش باتو - فرستاد و گفت كه پيش از اين شحنگان و واليان هرات ما را عزيز مىداشتند و سخن ما را مىشنودند . و به حكم يرليغ هرسال اولاغ و تغار مىرساندند ؛ تا ملك شمس الدين كرت به ملكى هرات و تومانات او آمده ، ما را به حساب برنمىگيرد و حكم يرليغ پادشاهزادهء جهان نمىشنود . من بعد جانورى به بندگى پادشاهزادهء جهانيان نخواهد رسيد . شاهزاده باتو را اين سخن در غضب آورد و از ملك شمس الدين كينه در دل گرفت و ايلچى كرابيك « 1 » نام به مازندران پيش شاهزاده بلغه فرستاد و گفت كه فرزند بلغه بايد نوكران [ 230 ] مبارز و كارديده به هرات فرستد ، تا ملك شمس الدين را بگيرند و پيش ما فرستند ، تا شكايت و حكايت كه از او به حضرت ما رفع كردهاند در مشافهه يرغوى آن بداريم . شاهزاده بلغه ، خطاى بتكچى را با چهل نوكر [ نزد ] كتبوقا نويين فرستاد و گفت : مىبايد كه ملك شمس الدين را با گماشتگان بيدار ، بدين جانب روانه گرداند . پيش از رسيدن ايلچيان شاهزاده بلغه ، نزد كتبوقانوين ، ملك شمس الدين به جهت ضبط مملكت نيمروز به بيست روز به جانب سجستان رفته بود . چون به ادرسكن رسيد ، ملك سجستان - ملك على مسعود - با ملك مقابل افتاد و گفت : اگر بنده از اينجا باز گردد ، فردا روز پيش كتبوقانوين شرمنده باشد ، چه [ 231 ] گويد : ما را نديد و از راه بازگشت . اگر ملك اسلام اجازت دهد ، بنده برود و يك ماه را به خدمت آيد . ملك به فراست دانست كه غرض چيز ديگر است . او را اجازت داد . ملك على مسعود سه تن را باز گردانيد و به سجستان مكتوب نوشت كه فرزندان نصير الدين و علاء الدين به استقبال ملك شمس الدين بيرون آيند و در كوشك من شادروان شاهى او بركشند و در رضاجويى و پاس خاطر حشم و خدم او سعى بليغ به جاى آرند .
--> ( 1 ) - روضات : كراى نتك .