سيف بن محمد سيفى هروى

51

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

بگذشت ، فرياد الامان الامان برآوردند . لشكر ملك شمس الدين به يك حمله خود را نزديك دروازهء قلعه انداختند و آتش در زدند و در قلعه درآمدند و قرب چهارصد مرد نامدار مبارز را بكشت [ ند ] . شهنشاه و بهرامشاه را با نود تن از اقارب و نواب ايشان به قتل رساندند . [ 205 ] 34 . فتح حصار تيرى چون شهور سنه ثلاث و خمسين و ستماية ( 653 ) درآمد ، ملك شمس الدين لشكر به طرف حصار تيرى برد . حصارى بود به غايت استوار و ربعى از مردم افغان ذخيره و اموال در اين حصار داشتند . حسام الدين جاول را قرابتى بود ، نام او المار . دو هزار مرد دلاور جنگى داشت . در جواب مكتوب ملك اسلام نوشته بود : اگر همه اقارب و عشاير من به خدمت ملك درآيند ، و خراج‌گذارى قبول كنند ، من كه المارم تا جان دارم درنخواهم آمد ، چه اجداد و آباى من مغول را خدمت نكرده‌اند و مال به كافر نداده . اگر چنانك ملك اسلام با آنك هرسال بيست نفر بوده و صد چادرى و محقر « 1 » وجوهى بستاند ، راضى مىشود ، و خط امان و پيمان مىدهد ، بنده‌ايم و خدمتگار ، و الّا ميان ما و ملك تيغ است و تير و مصاف . [ 206 ] ملك شمس الدين در اواخر صفر به قصد المار حركت فرمود و از شهر مستنگ بيرون آمد و به پنج روز را به حصار تيرى رسيد . المار هزار مرد از حصار بيرون فرستاد . [ 207 ] پنجاه و نه روز از طرفين خون ريزش و آويزش بود . بعد از پنجاه و نه روز ملك شمس الدين حصار تيرى را به جنگ بگرفت و بفرمود تا المار را به دو نيم زدند . از ملازمان او پنجاه تن را ميل كشيدند ، و پنجاه تن را دست و پاى بيرون كردند ، و پنجاه تن را گوش و بينى بريدند ، و سيصد تن را چوب زدند و باقى را به حسام الدين جاول بخشيد و بعد از اين فتح به ده روز ، از افغانستان به تكناباد آمد و ملك عزّ الدين تولك و مبارز الدين محمد نهى را به سه‌هزار مرد در تكناباد بگذاشت و بعد از بيست روز به قلعهء خيسار رسيد . [ 208 ] 35 . فتح حصار كهيرا و قتل شعيب افغان ملك عزّ الدين رؤوس سپاه و اعيان حشم و خدم را به اطراف افغانستان و به سيستان فرستاد تا خراج و مال ساليانه و واجب ديوانى جمع كنند . از افغانيان شبى جمعى بر سپاه

--> ( 1 ) - در نسخه محقر بوده و در متن چاپى محفد ساخته و درهاش توضيح داده‌اند .