سيف بن محمد سيفى هروى

46

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

سبب آن بود كه چون ملك فخر الدين ، طالقان و ملك شمس الدين جرزوان « 1 » و ملك عزّ الدين و حسام الدين تولك و ملك تاج الدين على مسعود آزابى و ملك تاج الدين فراه و ملك حسام الدين و شمس الدين اسفزار و مجد عرض خوافى و اعيان توابع به خدمت ملك شمس الدين آمدند و از سجستان ، ملك على مسعود ، مؤمن كرك و نصر الدين نهى را با تحف پيش ملك فرستاد ، ملك سيف الدين غرجستان از آمدن ابا نمود ، و فرستادگان ملك را گفت : كه من نيز ملك اين ولايتم ، و يرليغ چنگيز خانى دارم . چون پيغام او را به ملك شمس الدين رساندند ، [ 187 ] اختيار الدين سالار و مبارز على و تاج الدين مسعود آزابى را با چهارصد مرد به غرجستان فرستاد . ملك سيف الدين روى به گريز آورد و از غرجستان به هفت روز پيش ارغون آقا رفت و از ملك شمس الدين شكوهء بسيار كرد . اختيار الدين [ 188 ] سالار و مبارز على در غرجستان چند ديه را كه تعلق به خاصهء ملك سيف الدين داشت ، غارت كردند و مكتوبى نوشتند به ملك اسلام ، كه ملك سيف الدين بگريخت . ملك شمس الدين ، تاج الدين بغى و امير نصرت را نزد امير ارغون فرستاد . ارغون آقا بفرمود تا ملك سيف الدين غرجستان را به سخن [ 189 ] ناپرسيده و جرمى ثابت ناگردانيده گردن بسته به امير نصرت سپردند و به تجديد التمغا نوشت كه هيچ ملك و امير در هفت تومان هرات بر خلاف حكم ملك شمس الدين نرود . چون امير نصرت ، ملك سيف الدين را به هرات آورد ، ملك شمس الدين بفرمود ، تا او را بر دروازهء خوش به زخم لفت بيجان كردند و سه روز در ميان بازار بينداختند و از غنايم غرجستان ملك شمس الدين به جز مصحفى و شمشيرى قبول نكرد ، و غنيمتها بر سپاه قسمت كردند و پنج هزار دينار تصدق به فقرا و ضعفا و مساكين دادند . 29 . رفتن ملك شمس الدين به افغانستان چون شهور سنه ثمان و اربعين و ستماية ( 648 ) درآمد ، ملك شمس الدين ، تاج الدين خار را قايم مقام خود در هرات نصب كرد و به طالع سعد و اختر فرخنده از شهر بيرون آمد و شب را به دره نزول كرد . و بامداد پگاه زيارت شيخ العارفين و قطب السالكين ترجمان الرحمن اسعد « 2 » قدس سره دريافت و از آنجا به دشت تلان رفت و تربيت شيخ الاسلام قطب الاقطاب سلطان

--> ( 1 ) - چاپى جوزوال ( 2 ) - سعد هم مىتوان خواند .