سيف بن محمد سيفى هروى

44

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

كرده‌اند و به ارث به من رسيده ، قبول فرمايى و جان شرف الدين [ 180 ] بيتكجى را به من بخشى . ملك در غضب رفت و گفت : اى مستوره ، گفته و فرمودهء ما به رشوه و پاره تغيير نپذيرد . روز ديگر شرف الدين بيتكجى را بخوارى هرچه تمامتر به قتل رسانيدند و از چپ و راست ندا در داد كه هركه با آل [ 181 ] كرت ديگر كند و در جلاى رعاياى ايشان كوشد و از خبث طبع واژون قانون بدنهد هرآينه چون شرف الدين بيتكجى به قتل و تأديب و تعذيب رسد . خرلغ روز ديگر نواب و ملازمان خود را طلب داشت و گفت : ما را در مصلحت عاقبت كار خود انديشه مىيابد كرد . امير محمد عزّ الدين مقدم گفت : با اين ملك اظهار مخالفت ماوراء خردمندى است . خلاصهء تدبير و زبدهء آرا آن است كه از امر و نهى و قهر و قسر ملك شمس الدين انحراف و عدول نجوييم و به آهستگى آنچه از او صادر گردد ، در نهان بر جايى ثبت گردانيم ، [ 182 ] تا چون امراء خراسان به هرات نزول كنند ، نسخهء منقح و ناطق به كارهاى او عرضه داريم . اين تدبير را روز ديگر به سمع ملك شمس الدين رساندند . ملك امير محمد را بگرفت و دو هزار دينار از وى بستاند و بعد از اين حكايت به ده روز پسر يغمش ايلچى حايطى به حكم پادشاه هلاكو خان به هرات آمد ، به جهت مهمّات جماعت حايطيان . اين قوم را حايطى از آن گويند كه چون كرت دوم ايلجكداى نويين شهر هرات را بگرفت و فرمود كه خلق را از زن و مرد از چهار دروازه بيرون برند و به قتل رسانند ، اميرى بينال نام كه بر طرف شمال شهر بود ، خلق را به قتل مىرساند . ملازمان او گفتند : اى امير ، از اين اسيران قومى را زنده گذار تا رعيت تو باشند . در جوار مسجد زاغان حايطى بود . بينال « 1 » بفرمود كه از خلق هرات هركه در آن حايط رود ، او را به جان امان باشد . قرب هزار آدمى ، از زن و مرد ، خود را در آن حايط انداختند . از آن روز باز آن طايفه را حايطى مىخوانند و از آن‌گاه باز كه امير عزّ الدين مقدّم و خرلغ « 2 » و ملك مجد الدين كاليوينى به هرات آمدند ، تا عهد دولت ملك اسلام شمس الحق [ 183 ] و الدين به قلان و قجور با رعاياء هرات مشاركت نمىكردند و خرلغ و امير محمد به هيچ نوع بر ايشان براتى ننوشتندى . چون از پيش ارغون ، ايلچيان بزرگ رسيدند ، ملك شمس الدين گفت كه وجه اخراجات ايلچيان بر جماعتى حواله كن . خرلغ گفت كه در اين ولايت حايطيان‌اند كه كسى را گردن

--> ( 1 ) - در نسخه : تينال ( 2 ) - در نسخه : قرلغ