سيف بن محمد سيفى هروى
33
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
و ملك مجد تا در شهر هرات حاكم بود ، قرب پنجاه كمر از زر و نقره و صد هزار دينار به ولاة و ائمهء شهر بخشيد . 18 . سبب قتل ملك مجد كاليوينى چون شهور سنه اربعين و ستمايه ( 640 ) درآمد ، خرلغ ، نجم الدين مرجان خوافى را ، و امير محمد مقدم ، پهلوان محمد دايه را پيش ارغون آقا فرستادند ، با عرضه داشتى [ 131 ] بر آن جمله كه ملك مجد كاليوينى سر از خطّ انقياد و طاعتدارى و پاى از دايرهء رحم اللّه امرءا عرف قدره و لم يتعدّ طوره بيرون نهادهو اگر سال ديگر بدين نهج و آيين بماند ، همانا كه هيچ پادشاه را منقاد نگردد . [ 132 ] ارغون آقا برفور بورنكول « 1 » مهتر يوزوانان را با هفتصد سوار فرمود كه به تعجيل برو و ملك مجد كاليوينى را بسته ، پيش من آر و يا به قتل رسان . بورنكول دو روز را از شهر طوس به بادغيس رسيد ، و در شب از دره زنگى سوار شد و به عقاب و كرداب آمد و مغولى ترقتاى نام را با دويست سوار بفرستاد ، تا بر راه گذر ملك مجد كمين كنند . ترقتاى در غيزان « 2 » و محلهء بواليان كمين كرد . ملك مجد بر قاعدهء هرروز ، به اسم تفرّج شكار با ده سوار روى به كارتبار آورد ، چون به وسط بواليان رسيد ، مغولان كمين بگشادند و او را گرفته ، پيش بورنكول آورد . بورنكول در حال بر سر سه پل عقاب او را به قتل آورد . بعضى مىگويند كه بورنكول امير هزار بود . پيش از آمدن او ايسن نام - برادرزادهء او - به ايلچىگرى از پيش امير ارغون آقا به هرات آمد . به وقت مراجعت ، از ملك مجد خدمتى طمع مىداشت . ملك مجد ده گز كرباس و يك جفت دوال ركاب نزد او فرستاد . ايسن [ 133 ] آرنده را تازيانهء چند بزد و با خود برد . ملك مجد ، شمس الدين لاجين را با سى سوار بفرستاد تا ايسن را بزدند . ايسن پيش ارغون آقا رفت و احوال باز نمود . ارغون آقا به امراء لشكر گفت : بنگريد كه تاژيكى با ما چه نوع زندگانى مىكند ؟ و بورنكول را به گرفتن ملك مجد نصب گردانيد . بورنكول چون به قهدستان ( كهدستان « 3 » ) رسيد به خرلغ مكتوبى نوشت و از احوال اعلام داد .
--> ( 1 ) - روضات برزكول ( 2 ) - چاپى : غيران . غيزان روستا و دهستانى است در هرات . ( 3 ) - در روضات كهدستان آمده كه درست است .