سيف بن محمد سيفى هروى

26

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

ضررى حادث گردد . قومى ديگر كه مشيران عدل و سفيران عقل بودند ، گفتند : تاژيك را چه زهره و يارا كه در عهد چون تو پادشاهى دم تخلف زند ، و دعوى انتقام كند ؟ [ 106 ] مصلحت آن است كه جماعتى بروند و در شهر هرات متوطن شوند و در عمارت و زراعت طاقت و استطاعت مبذول دارند ، تا به اندك روزگارى ، هرات آبادان گردد . و چون عساكر چنگيز خان در بادغيس - كه به آب و هوا و خصب نعمت و شمال جان پرور و اشجار مثمره بىنظير است ، درآيند ، ورود و صدور ايشان به هرات نزديك بود و آسوده حال و كم‌زحمت باشند . از جامه بافان هرات هزار خانه‌وار مردم در بيش بالغ ساكن‌اند ؛ ايشان را بفرستيم . امير عزّ الدين مقدم هروى را پيش آوردند و گفتند : اين آن‌كس است كه پيش از فتح هرات - بار اول - به دو روز ، با دويست جامه باف هريك باده تا جامهء قيمتى - از هرات بيرون آمد و از شاهزاده تولى خان امان خواست . از آن‌گاه باز در بيش بالغ است . امارت هرات به دو مفوض گردانيم . اكتاى فرمود كه عزّ الدين مقدم با صد بنه‌وار مردم هروى به شهر هرات رود . [ 107 ] و بعضى مىگويند كه سبب فرستادن خلق به هرات آن است كه خاتونى بود از خواتين چنگيز خان - نام او قتلغ الشى « 1 » - روزى چند تا جامهء زربفت مصور پادشاهانه پيش پادشاه اكتاى آورد . اكتاى را خوش آمد . پرسيد كه ناسج اين نسجها و مصور اين صورتها و مطرز اين علمها كيست ؟ قتلغ الشى گفت ، كه در آن وقت كه تولى خان اسيران شهر هرات را بر آقايان و اينيان بخش مىكرد ، جامه بافان را به من ارزانى داشت . اين اثواب از منسوجات و مصنوعات ايشان است . پادشاه قاآن گفت كه اين جامه بافان به من ببخش ؛ هرچه دلخواه تو باشد ، بدهم . قتلع الشى جامه بافان را به اكتاى بخشيد و پنج ده معمور در تركستان بستاند . پادشاه ، جامه بافان را بنواخت و به تربيت مخصوص گردانيد . چندسال بگذشت . روزى از ايام اين سال امير عزّ الدين مقدّم هروى چند تا جامهء مطرز زرنگار به خدمت [ 108 ] پادشاه اكتاى آورد . پادشاه فرمود كه همه چيز اين جامها از تار و پود ، احسن و محمود است ، الّا آنك طراوتى و نضارتى ندارد . امير عزّ الدين مقدم گفت : [ 109 ] در آب و هواى شهر بنده ، كمترين جامه ، لطيف و دلپذير مىآيد . اگر حكم يرليغ شود ، بنده با طايفهء اوزان « 2 » به شهر هرات رود و هرسال به اضعاف آنچه

--> ( 1 ) - نسخه : قتلغ ايشى . ( 2 ) - در اصل « اوران » بوده و مصحّح آن را اشتباه دانسته است .