سيف بن محمد سيفى هروى
25
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
نه مغولى . پادشاه اكتاى گفت : چون پدر من مغولى مىدانست و تركى نه ، و تو تركى مىدانى و مغولى نه ، پس به كدام زبان با پدر بزرگ من سخن گفتى ؟ پير هيچ نگفت و از خجالت سر در پيش افكند . و خواجه رشيد الدين در تاريخ غازانى آورده است كه چنگيز خان حكم كرده بود كه اگر كسى برهنه در آب رود ، او را به قتل رسانند . روزى جغتاى و اكتاى به اسم شكار سوار شده بودند . به ديهى رسيدند . اكتاى شخصى را ديد كه برهنه در آب رفته بود و سر مىشست . يكى از وزرا را پيش خواند و گفت : به زودى نزد آن تاژيك رو ، كه در آب است ، و يك بالش زر به دو ده تا در آب اندازد و بگوى كه چون از تو پرسند [ 102 ] كه چرا برهنه در آب رفتهاى ؟ بگوى كه يك بالش زر در آب انداختهام . اين پادشاه درين سال به هرشهرى كه به روى قهرى رفته بود ، اميرى و سرورى فرستاد ، تا آن بلاد خراب را به حال عمارت باز آورند . چون به تعيين كار عمارت شهر هرات رسيد ، شاهزادگان و اكابر درگاه را گفت ، [ 103 ] ميرك ميران : به اعتدال هوا خوشتر است بسيارى * ز بلخ و مرو [ و ] نشابور ، روستاى هرى چو جرم مهر و قمر روشن است و تابنده * فضاى جنّت جاويد از صفاى هرى نسيم خوش نفس بوستان خلد برين * معطر است به هرصبح از هواى هرى فزون ز رستم و صد همچو بيژن و گيواست * به زور و زهره كمين مرد يك قباى هرى ز روى مرتبه و بخت تخت مىجويند * شهنشهان اقاليم از گداى هرى وظيفه گشته شباروز در صوامع قدس * مقدّسان سموات را دعاى هرى مىخواهم كه طايفهاى بفرستم ، تا شهر هرات را به حال آبادانى باز آرند . چه مصلحت مىبينيد ؟ بعضى گفتند [ 104 ] : اگرچه خطهء هرات را هواى معتدل است و شمال خوش نسيم ؛ امّا سكّان او كسى را تمكين نمىكنند ، و احكام حكّام نمىشنوند ، و از خاتمت امور نمىانديشند ، و هرروز دم خلاف مىزنند . من جرّب المجرّب حلّت به الندامة [ 105 ] كار مىبايد بست و ترك عمارت شهر هرات كرد ؛ تا نبايد كه به علّت جمعيّت خلق ، فتنهاى و