سيف بن محمد سيفى هروى
22
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
يكسال بر اينگونه عياران در شهر هرات به سربردند . سال دوم شرار نار قحط به جرم چرخ اثير رسيد . شرف الدين خطيب ، عياران را گفت : به طرفى حركت كنيم ، و از جو و گندم قدرى به دست آريم . عياران چهار فرقه شدند [ 90 ] قومى در شهر بايستاند . رشيد برجى با طايفهاى به جانب ابيورد و مرو رفت و شمس دباج با قومى به طرف خواف ، و شرف الدين خطيب با گروهى متوجه غرجستان شد و در آن سال لشكر تولى خان قلاع غرجستان را در محاصره داشت . شبى با عياران بر گلهء اسب آن لشكر زد و قرب پنجاه اسب براند و بعد از پنج روز به هرات آورد . و رشيد برجى در نواحى مرو با كاروانى مقابل افتاد و بعد از جنگ بسيار ، خروار [ ى ] ده غله بگرفت . بر اين گونه سال دوم را منقضى گردانيدند . و در سال سيم كاروانى از مصر به خطا مىرفت . در حدود بيابان كرمان ، عياران ، كاروان را بزدند و هنگام قسمت غنايم ، مردى را پنج خروار شكر و نبات و يك خروار جامه از ابريشمينه و نرمينه رسيد . خطيب و عياران از خوردن شكر و نبات حيات تازه يافتند و همه را به جاى پايتابهء پشمين جامهء مصرى بود و آن جماعت را امروز شكرخواران مىخوانند . در سال چهارم طايفهاى را با ثياب مصريه و تحف ششترى به خطهء مرو فرستادند تا غلّه آوردند و در اين چهار سال در شهر اندك جايى كه معمور مانده بود به واسطهء باران و برف ، ويران گشت . [ 91 ] 11 . قنقليان و قتل ايشان در مسجد جامع هرات چون به حكم چنگيز خان ، جورماغون از آب آمويه عبور « 1 » كرد ، از لشكر سلطان جلال الدين طايفهاى كه ايشان را قنقليان گفتندى ، قرب ده هزار تن در جبال طوس و نيشابور مانده بودند و بر سر ايشان به حكم سلطان جلال الدين دو تن را - قراچه نام ويغان سنقور - حكم امارت و رياست بود . [ 92 ] و اين هردو نام برده با آن ده هزار مرد قنقلى ، در راهها ايلچيان شاهزادگان چنگيز خانى را مىگرفتند و به قتل مىآورد . امير جنتمور « 2 » به مدد جورماغون آمده بود . جورماغون او را به طلب قنقليان فرستاد . سه كرت لشكر كشيد ، ظفر نيافت . خبر به پادشاه قاآن بزرگ رسيد در غضب رفت . فرمود يكى را نامزد گردانيد تا برود و قنقليان را متفرق گرداند . امرا و
--> ( 1 ) - مصحح نوشته است : اصل « عبوه » بوده و آن را « عبره » ساخته است . ( 2 ) - نسخه : جيتمور و جيتسيمو .