سيف بن محمد سيفى هروى
11
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
رعايت واجب شمرد . چون نامه به اسكندر رسيد [ 44 ] خوشدل گشت و عمارت شهر هرات به اتمام رسانيد . پنجم ، روايت است ، كه شهر هرات را در عهد نمرود بن كنعان ساختهاند و هرات نام ملكى است از ملوك خراسان . ششم ، روايت است كه اسكندر صندوقى يافت كه در آنجا خطوط بناى هرات بود ، كه حوارى عيسى عليه صلوات الرحمن بركشيده بودند . چون اصحاب عيسى عليه السلام متفرق شدند ، چهار تن از ايشان به هرات افتادند . چون اسكندر به هرات آمد ، ايشان را بنواخت و آن خطوط را كه در صندوق يافته بود ، بديشان نمود . بعد از آن هرات را آباد كرد . هفتم ، روايت است كه هرات را آن ذو القرنين ساخته است كه حق تعالى او را در كلام مجيد خود ياد فرموده است . هشتم ، روايت است كه ديوار بارهء هرات را سه كس ساخته است . سياوش بن كيكاووس ، ديوار اندرون بساخت ، و اسكندر ، ديوار بيرون و داراء بن دارا ، برجها را مدور گردانيد . و مولانا ناصر الدين چشتى فرمودند كه من در تاريخى از تواريخ [ 45 ] خراسان چنين يافتم كه شهر هرات را پيغمبرى به وحى ساخته است . روايت است ، كه در قديم در شهر هرات ، هشتصد مسجد بود و شصت هزار و چهار صد سراى و سى هزار حجره و دوكان و صد و بيست و دو حوض و پنجاه و پنج حمام و نود خان . و در قندز دو هزار و پانصد سراى بود و نهصد حجره و دوكان و هشتاد مسجد و چهل حوض و هژده حمام و سى و پنج خان . 2 . احاديث رسول عليه السلام در باب هرات وهب بن وهب القرشى روايت كند ، از جعفر بن محمد بن على بن الحسين ، كه رسول گفت عليه السلام ، [ 46 ] ترجمه : بدرستى درست و راستى راست كه حق تعالى را شهرى است در خراسان كه آن را هرات گويند . ميوههاى آن شهر فراوان باشد . جويهاى آن پرآب و بخير و بركت ، روان . بر هر درى از درهاء آن فرشتهاى است ، تيغ برهنه در دست ، بلا را از اهل آن شهر باز مىدارد ، تا به روز قيامت . مردان ايشان مؤمناناند و عورات ايشان مؤمنات . دعاى بركت كرده است بر آن شهر ، ابراهيم و