سيف بن محمد سيفى هروى
178
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
دژى در غور . قراتبه - قرتبه : قره تپّه qaratappa ، 154 شهركى است در شمال هرات ، اكنون در مرز تركمنستان . نام آن را به پشتو ترجمه كرده و تورغندى ( سياهتپه ) مىنامند . قلان و قجور يا قلان و قبجور ، 44 ، 161 در تركى نامى براى عوارضى كه رعيت مىپرداختند . قلعهء خيسار ، 36 قلعهء مستحكمى در غور . مردم قلعهء قاهى ، 97 مردمى كه اصلا اهل قلعهء كاهاند . قلعهء كاه شهرستانى است در ولايت فراه افغانستان . قلعهء كاه ( kah ) ، 138 ، 159 شهرستانى است در ولايت فراه قندهار ، 85 ، 86 شهرى بزرگ در جنوب - شرق افغانستان ؛ مركز ولايت قندها . قهدستان - كهدستان روستايى در شمال شرق هرات . قهندز - كهن دژ ( qohandez ) ، 8 ، 10 قهندز مصرخ نيز گويند . ناحيهاى در شمال غرب شهر هرات كه مزارات امامزاده عبد اللّه بن معاوية بن جعفر طيار و امامزاده قاسم بن امام جعفر صادق ( ع ) و ميرحسينى سادات غورى در آن برجاست . كابل ، 13 ، 41 اكنون پايتخت افغانستان ، واقع در شرق مركزى . كارتبار ( karbar ) ، 124 ، 153 جويبارى است بسيار معروف و قديمى ، در جنوب شهر هرات . در زبان گفتارى كاربار گويند . دو روستاى متصل به كاربار را كارته گويند : كارتهء بالا و كارتهء پايين . اكنون متصل به شهر شده است . كازرگاه ( kazergah ) ، 35 آرامگاه خواجه عبد اللّه انصارى در شمال شرق هرات . تلفظ اين كلمه همچنان در فارسى هروى به ترتيب با كاف و گاف است . كاليوين ، 31 حصارى در بادغيس كه بعدا نرّه تو نام گرفته است . كرپاس : كرباس ، 166 پارچهاى كتانى و زبرتر از متقال . كرت ( karat ) ، 82 ، 122 بدون تشديد راء در زبان گفتارى هرات ، به معناى بار ، دفعه . كركاو ، 123 « بعد از آن كركاو خود را بشكافت و آن نامه را به جمال الدين محمد سام داد » . ده كندر ، 78 روستايى در حدود شكيبان . كوتك ( kotak ) ، 27 مصغر كوت ، كوت در زبان هروى يعنى توده و مقدارى از چيزى كه برروى زمين جمع كنند . كوچهء قهندز ، 155 با توجه به نام قهندز بايست در حدود دروازهء ملك و مزارات امامزاده عبد اللّه و امامزاده قاسم بوده باشد . كوسويه - كوسو ( kohsan ) kusuya ، 16 شهركى است در غرب هرات اكنون كهسان و كوهسان گويند . نزديك مرز ايران است .