سيف بن محمد سيفى هروى

179

پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )

كوه و كورينان حصارى در بادغيس كهدستان ( kahdestan ) ، 33 روستايى در يك فرسخى شهر هرات . گرد پيچ ، 15 ، 50 محاصره . گرمسير ( garmsir ) ، 88 ، 138 شهرستانى در استان هلمند . گم گشت در حصار ، 100 ظاهرا راهرو بيرونى كه اكنون غلام گردش گويند . گنبد سلطان ، 89 گنبد سلطان غياث الدين غورى ، يا گنبد ملكان غور در سمت شمالى مسجد جامع هرات موجود و برجاست . گواشان علويان ( gawasan ) ، 7 ، 9 گواشان روستايى در اولسوالى ( حكومت ) گذرهء هرات . لكلك خانه ، 76 موضعى در راه غور ، در پنج فرسنگى هرات . مابيژناباد ، 163 ، 164 سيفى خود تلفظ صحيح و معمول آن روز را با توضيح اين‌كه « مابيژن‌آباد را مادر بيژن‌آباد كرده » به دست مىدهد . مالان ، 76 ، 88 از روستاهاى معروف و قديمى هرات . پلى كه در آن ناحيه برروى هريرود است ، نيز پلى معروف و قديمى است و به پل مالان شهرت دارد . مرغاب ، 100 شهرستانى ميان بادغيس و فارياب . رودى هم كه در آن روان است مرغاب نام دارد كه در قديم مروالرود مىگفتند . مرجق ، 13 ، 41 اكنون موريچاق muricaq گويند . مروجق يعنى مرو كوچك شهركى است از ولايت بادغيس در مرز فارياب و بادغيس . مسرق masraq ( x ) ، 12 ، 104 مصرخ نيز گويند ، كه آرامگاه‌هاى امام‌زاده عبد اللّه و امام‌زاده قاسم در آن‌جاست . منظر ، 57 اتاق واقع در طبقات بالاى ساختمان كه بر بيرون و اطراف مشرف باشد . اين كلمه و خود منظر در هرات موجود و متداول است . نخ قيمتى ، 115 در اينجا نخ به معناى پارچه آمده است . آنچه نشستنى بود بنشست ، 9 نشستن و نشست كردن ، اصطلاح معمارى است و هنوز در هرات متداول است ؛ يعنى فرونشستن ساختمان به سبب سستى و يا رطوبت زمين . نعره‌وار ، 126 فاصله‌اى كه بتوان صداى نعره را از يك نقطهء معين شنيد . مانند تيررس ، يا تير پرتاب . نياكو ، 58 به زبان سيستانى ، پدر . واسطه ، 23 ، 98 سبب ، جهت ، علت . اين كلمه هنوز به همين معنى در هرات متداول است . هرات رود ، 138 ، 151 نام قديمى منطقه‌اى شامل اوبه و شافلان در هرات .