سيف بن محمد سيفى هروى
176
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
دشتى بوده است ميان پل خنبه و سق سلمان . دوته ، 92 مركب نيك دوته به دو داد . دوته ظاهرا دو نعل رباط ( در يك فرسنگى فوشنج رباطى است ) غالبا رباط پى را قصد داشته - رباط پى . رباط پى ( pay ) ، 41 روستايى در زندهجان ، كوهى دارد كه از آنجا فسيل مرغان و جانوران برمىدارند . و به آن مرغ رباط پى گويند . رشوه و پاره ، 44 رشوه و پاره به همين صورت در فارسى هروى متداول است . زبانبند ، 122 حق السكوت زردى آفتاب ، 163 نزديك غروب از زر و مرد رعيّت بازارى بساخت ، 135 يعنى هم پول از رعيت گرفت و هم كارگر . زمين داور ، 62 شهرستانى است در بين فراه و بست . زوال درگشت ، 153 اندكى از ظهر بگذشت . ديوار مغرب سايه افگند . هنگام زوالگاه ، 15 ، 95 سرظهر ، ساعت 12 زينه پايه ، 115 پلكان . اكنون در هرات نردبان را زينه پايه گويند . سر چهارسو ، 160 مركز شهر كهنهء هرات ، محل تقاطع چهار بازار . اكنون نيز اين محل « سر چارسو » گفته مىشود . حوض معروف به « حوض چارسو » نيز در نبش جنوب شرقى چهارسو قرار دارد . سق و سلمان ( saqsalman ) saq - salman ، 76 اكنون ساق سلمان گويند . دهستانى است در غرب هرات . سودا كردند ، 18 ، 89 سودا كردن اكنون در لهجه هرات به معناى معامله و خريد و فروش است . سه پل عقاب ، 33 نام ناحيهاى است . عقاب را اكنون گواليان گويند . سينان ، باغات ، 155 سينان ناحيهاى در غرب هرات . يك شاخ هيزم ، 120 تاكنون اصطلاح يك شاخ هيزم و يك شاخ كنده براى بيان تأكيد قلّت متداول است . شافلان ( saflan ) ، 76 اين شهرستان در شرق هرات است و اكنون پشتون زرغون نام دارد . اين نامى است كه در همين عصر گرفته است . شاكان ، صحراء ، 158 صحرايى در فراه . شبورغان ( sabargan ) saburgan ، 19 ، 98 اكنون شبرغان گويند . شهرى در شمال افغانستان ، مركز ولايت جوزجان . شبروار ، 110 واحد مقدار ، به اندازهء يك مشت . شديار ، 27