سيف بن محمد سيفى هروى
7
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
1 . شهر هرات را كى ساخته است ؟ [ 25 ] بعد از حمد حضرت ربوبيّت ، چنين مىگويد مؤلف اين كتاب كه در تاريخنامهء هرات ثقة الدين عبد الرحمن بن عبد الجبار فامى آورده است كه در خراسان اوّل شهرى كه بنا كردهاند فوشنگ است و او را پشنگ بن افراسياب بنا افكند و بعضى مىگويند هوشنگ . اسكندر كه معروف است به بخت النصر شهر قهندز « 1 » را بنا كرد - پيش از شهر هرات به پانصد سال - و شهر هرات را اردشير بابكان و بهمن بن اسفنديار بنا كردهاند و [ 26 ] بناء هرات را به هشت نوع آورده است : اوّل ، بناء شهر هرات در عهد طهمورث بن هوشنگ بود ، و چون طهمورث عمر دراز يافت ، در آخر عمر ، ابليس خسيس او را در دام تلبيس انداخت ، و به دعوى بارخدايى دعوت كرد . رعيّت از او متنفّر شدند و [ 27 ] جلاء وطن اختيار كردند : پايم شكسته نيست به جايى روم كزو * هردم نسيم مشك تتارى به من رسد ساكن چرا شوم به زمين و خطه [ اى ] * كز بودنش مذلّت و خوارى به من رسد اكثر خدم و حشم او متفرق شدند و قرب پنج هزار از صحرانشينان قندهار به حدود كابل رفتند و چندگاه آنجا ساكن بودند و چون در آن موضع به جاى عشرت عسرت يافتند ، به ولايت غور درآمدند و از غور نيز به موضعى آمدند كه اوبه خوانند و مدتى آنجا بودند و عمارتهاى دلپذير و بناهاى بلند شكوهمند ساختند . ميان ايشان به واسطهء دخترى مخاصمت و مجادلت [ 28 ] ظاهر گشت ، و كار به جائى رسيد كه به محاربت و مقاتلت بيرون آمدند و بسيارى را از يكديگر به قتل رسانيدند و آخر الامر يك قوم غالب شدند ، و قوم ديگر منهزم گشتند ، و از اوبه بيرون آمدند ، و به موضعى كه گواشان علويان خوانند نزول كردند و چندسال آنجا ساكن بودند و آن قوم كه برايشان دست تحكّم و غلبه داشتند ، هرسال بيامدندى و از حواشى و مواشى ايشان آنچه گزين و بهين و ثمين و سمين بودى ، به جبر و تعدّى به اسم خراج بگرفتندى ، و چون ايشان را پناه متين و حصن حصين نبود ، به عجز و اضطرار رضا مىبايست داد . بر اينگونه زندگانى مىكردند تا به مرور اعوام . در ميان اين طايفه زنى بود در غايت حسن و جمال [ 29 ] ، باصل خوب و طينت پاك ، نام او
--> ( 1 ) - در اصل چنين بوده و درست است معرّب كهندژ . در متن چاپى قندز ساخته و قهندز را در هامش آوردهاند .