سيف بن محمد سيفى هروى
131
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
ملك از ايشان به زمان و مكان سبقت داشت ، خايب و خاسر مراجعت نمودند و ملك اسلام به لشكرگاه [ 556 ] اولجايتو سلطان رسيد . پادشاه عهد - اولجايتو سلطان - در باب ملك غياث الدين اشارت راند كه بهموجب يرليغ پدر او - ملك شمس الدين - خطّهء هرات تا شطّ سند و حد آموى به دو مفوّض گردانند . [ 557 ] ناگاه به سمع اولجايتو رساندند كه ملك فخر الدين غورى آتش فتنه برانگيخت و دانشمند بهادر و لاغرى و طغتاى و كاجوى و منكوى و جيغور بهادر و آشبى و كراى طغايبوقا را با سيصد تن به قتل درآورد . اولجايتو سلطان در غضب رفت . بعضى گفتند كه پادشاه ملك غياث الدين را - كه برادر ملك فخر الدين است - بگيرد . جماعتى گفتند : زهى پر بلا شهرى كه شهر هرات است كه هر چندگاهى در او چنين فتنهها به ظهور مىپيوندد . چون ملك غياث الدين مكتوبات دانشمند بهادر را به امراء عظام او رسانده بود ، همه به او نيك بودند و آتش خشم پادشاه را منطفى گرداندند . چند ماه ملك در لشكرگاه اولجايتو بماند و چون خبر رساندند ، كه بوجاى هرات را فتح [ 558 ] كرد و ملك فخر الدين به رحمت حق پيوست اولجايتو فرمود كه ملك غياث الدين را به رسم اعاظم ملوك عجم به ملكى خطهء محروسهء هرات روان گردانند . 100 . حكومت ملك غياث الدين در هرات چون شهور سنه سبع و سبعمايه ( 717 ) درآمد ، در اين سال ملك اسلام غياث الحق و الدين به عظمت هرچه تمامتر از پيش پادشاه عادل اولجايتو سلطان مراجعت نمود . چون به جام رسيد ، در خدمت شيخ الاسلام شهاب الدين [ 559 ] مدظلّه دو روز به سر برد و روز سيم از جام بيرون آمده ، پس از پنج روز به شهر هرات درآمد و سادات و مشايخ و اشراف و جماهير و بدور و صدور و وضيع و شريف به آمدن او سجدات شكر به جاى آوردند . و ملك غياث الدين امثله عاليه به ولايات چون اسفزار و فراه و سجستان و غور و غرجستان و هرزوان « 1 » تا حدّ آموى و شطّ سند روان كرد و بر موجب حكم يرليغ اولجايتو سلطان ، ملوك و حكام و زعما و عمّال و حسّاب را طلب داشت . دلهاى جهانيان جذب كرد و نام نوشيروان و حديث حاتم طى در نسيان آورد . [ 560 ] و خطّهء هرات را به معمار انصاف و انتصاف معمور گردانيد و به ميامن همت بلند ، رنگ به روى بازار عدل و مرحمت باز آورد . و احترام
--> ( 1 ) . جرزوان صحيح است .