سيف بن محمد سيفى هروى
104
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
پادشاه ما را به جان امان داد . روز ديگر پادشاه خربنده از رودخانهء هرات برفت و خلق هرات حق تعالى را سجدات شكر به جاى آوردند . ملك فخر الدين بعد از سه روز از خيسار بيرون آمد و به شهر هرات رسيد . 85 . عمارات ملك فخر الدين در شهر هرات چون شهور سنه تسع و تسعين و ستمايه ( 699 ) درآمد ، ملك فخر الدين بفرمود تا برج و بارو و خاكريز [ 440 ] و بند خندق شهر هرات را عمارت كردند و ديوار بارو را بيندودند و برجها را مقدار چهارده گز برافراشتند و از ميان ديوار بارو و ديوار فصيل شش گز خاك برداشت و بدان خاك ، خاكريز را تند گردانيد و به هردرب بندى بزرگ ببست و تمامت رعاياء هرات و اسفزار و غور و غرجستان و آزاب و هراترود و فوشنج و خره و كوسويه و با خرز را به عمارت برج بارو و خندق مأمور گردانيد . و در عهد دولت خود شهر را چنان استوار گرداند كه هيچ شهريارى را به محاصرهء او چشم در نديدند . بعد از آن بند و خندق معمور گشت و برج و بارو و فصيل و خاكريز عمارت تمام گرفت ، در پاى حصار ميدانى ساخت ، بس بزرگ و به اسم عيدگاه ديوارى گرد او دركشيد و در پاى حصار فيروزى ، خانقاه عالى منقّش برآورد و فرمود كه مسافران و عزيزان و ابناى سبيل كه برسند ، در اين خانقاه نزول كنند و هرهفته يكبار به خانقاه آمدى و با درويشان صحبت داشتى . و در پاى حصار در اندرون شهر دو خندق عظيم بكند و فيلبندى بس بزرگ بساخت و مسجد عبد اللّه عامر را به حال معمورى باز آورد و در مقابل درب برامان ، مسجدى كه معروف است به مسجد تره فروش آبادان كرد ، و بازارى در پاى حصار بساخت ، و هرماه هزار دينار به اسم صدقه به درويشان [ 441 ] داد . و هرزمستان هزار جبه به جهت ايتام و ضعفا و عورات درويش حال تعيين فرمود . و هرروز هزار من نام و ده سر گوسفند در آش بار خود مصروف گردانيد . و در مزارات و مقابر چون كازرگاه و خيادوان و مسرق و خواجه ابو الوليد و خانجه باد و خواجهء طاقى و خانقاه شيخ مجد الدين طالبه ختم قرآن فرمود . 86 . در امر به معروف و نهى از منكر كه ملك فخر الدين فرمود چون شهور سنه سبع مايه ( 700 ) درآمد ، در اين سال ملك فخر الدين حكم فرمود كه