حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

97

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

فرزندان سلطان سعيد را هشت پسر و ده دختر ياد كرده و اسامى آنان را نوشته است . « 1 » بلافاصله پس از تدفين سلطان سعيد اختلاف و تخاصم شديدى بين پسران او پيش آمد . در آن هنگام « ماجد » امارت زنگبار و « ثوينى » حكومت مسقط و عمان را بر عهده داشتند . « 2 » رقابت اصلى در مسقط بين « ثوينى » و « تركى » و در زنگبار بين « ماجد » و « برغش » بر سر به دست گرفتن قدرت آغاز شد . « 3 » « ماجد » پس از مرگ پدر رسما خود را جانشين او اعلام كرد و در نامه‌هايى به « ملكه ويكتوريا » ، « ناپلئون » امپراتور فرانسه ، « لرد كلاريندن » ، وزير خارجه انگلستان و « لرد الفينستون » ، حاكم بمبئى به تخت نشستن خود را اعلام كرد « 4 » و به اين ترتيب ، كشمكش جديدى آغاز شد كه نهايتا در سال 1275 ق . / 1858 م . به جنگ بين « برغش » و « ماجد » در زنگبار انجاميد . انگلستان در اين مقطع ، از « ماجد » حمايت مىكرد و « ثوينى » در واكنش به اين حوادث براى تأديب برادر خود از مسقط به سمت زنگبار حركت كرد و مسئله جانشينى به بحران بزرگى تبديل شد . سديد السلطنه در اين باره مىنويسد : « در سال هزار و دويست و هفتاد و پنج بين سيد برغش و سيد ماجد نقار و كدورت پيدا شده به محاربت كشيده در زنگبار چنانچه نگارش خواهد يافت . انگليسىها از سيد ماجد تقويت كرده سيد برغش را گرفته در كشتى آسى به مسقط فرستادند . سيد ثوينى براى شكار و تغيير هوا به جزيرهء هرمز رفته بود و حاج احمد خان نيابت مسقط را داشت . فورا سيد برغش را با كشتى كرلين به هرمز فرستاد . سيد ثوينى مايل بود و اصرار داشت كه سيد برغش در مسقط توقف كند . سيد برغش به ملاحظهء اينكه دو پادشاه در اقليمى نگنجند ابا كرده در كشتى كرلين آمده توقف نمود . پس از آن مسئله ، سيد ماجد اسم نيابت را از خود برداشته و خود را از اطاعت سيد ثوينى خارج كرده استقلال خود را در حكومت زنگبار اعلان نمود . سيد ثوينى با استعداد كامل براى سياست برادر از مسقط عزيمت زنگبار كرده و در عرض راه منوار پنجاب به او رسيده و كلنل رسل در آن بود . از جانب لرد فتن حكمران بمبئى مأموريت داشته به مسقط آيد و قرار بر اصلاح گذارد . پس از ملاقات با سيد ثوينى از جانب دولت انگليس تعهد كرده شروط سيد ثوينى را به سيد ماجد بپذيراند و مانند سابق مسقط و زنگبار توام و سيد ماجد مطيع و منقاد سيد ثوينى شود . سيد ثوينى پس از اطمينان از عرض راه مراجعت به مسقط كرده و كلنل رسل به بمبئى و زنگبار رهسپار شد . » « 5 » كشمكش بين برادران نهايتا با ميانجيگرى انگلستان منجر به « تجزيه زنگبار » و استقلال آن ناحيه شد و به اين ترتيب « ثوينى » بخش عمده‌اى از درآمدهاى خود را از اين ناحيهء آباد از دست داد و به ناحيه مسقط و عمان اكتفا كرد . « 6 » ضعف و ناتوانى « ثوينى » و مداخلات مستقيم انگلستان در امور داخلى عمان از نگاه مأموران ايرانى حاضر در مسقط و بمبئى و بندر عباسى دور نماند و آنان گزارش‌هاى مختلفى را از اوضاع اين مناطق به تهران ارسال مىكردند . از محتواى اسناد اين مجموعه برمىآيد كه دولت ايران احتمالا پس از عقد قرارداد سال 1273 ق . / 1856 م . نماينده‌اى دائمى را در مسقط مستقر ساخته است . ( س . 46 ) هرچند وظايف اين مأمور به درستى مشخص نشده است ، او در مواردى از خود با عنوان « روزنامه‌نويس » و « مأمور مسقط » « 7 » ياد مىكند و نشان مىدهد كه وظيفه‌اى مشابه كارپردازى ايران در بمبئى يا مأموريت نمايندگى سياسى را بر عهده داشته است . در اين مجموعه براى نخستين بار چندين نامه از مأمور ايران در مسقط چاپ شده است كه بخش عمده‌اى از آنها منعكس كننده اختلاف و كشمكش در مسقط و مداخله مستقيم انگلستان در امور آنجاست . مأمور مقيم ايران در مسقط ، درباره ناكارآمدى « ثوينى » در اعمال قدرت خود بر برادران مىنويسد : « روز به روز خرابى كار او در تزايد ، دخلش در تناقض و از طرف سواحل و زنگبار مأيوس و اكنون حاج احمد « 8 » را محض دادخواهى به بندر ممبئى فرستاده كه شكايت از برادران امام مسقط نمايند تا شايد مرسوم مقررى او از زنگبار و سواحل برسد . » ( س . 44 ) همو درباره تسلط كامل انگليسىها بر امور مسقط مىنويسد : « ثانيا تسلط انگليسىها در مسقط به طورى است كه هر قسم حكمى بخواهند مجرى دارند ، مىدارند . » ( س . 45 ) ضعف و ناتوانى « ثوينى » در مسقط و بحران‌هاى موجود موجب شد او از ايران تقاضاى كمك كند . احتمالا او درصدد حل بحران‌هاى داخلى خود با كمك نيروهاى ايرانى بوده است . « 9 » مأمور مقيم ايران در مسقط در حالى كه در شرايط مالى سختى قرار داشت ( س . 46 ) و حكام فارس حقوق ماهيانه او را پرداخت نكرده بودند ، و همچنان وظايف اصلى خود را به نحو احسن انجام مىداد و ضمن تشريح موقعيت بحرانى مسقط به دولتمردان ايرانى توصيه مىكرد كه « به تدريج دست ثوينى از بندر عباسى كوتاه كرده » و دربارهء

--> ( 1 ) . تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 137 . ( 2 ) . عمان ، پيشين ، ص 186 . ( 3 ) . The Countries and Tribes of The Persian Gulf , op . cit . p . 534 . ( 4 ) . تقسيم الامبراطورية . . . ، پيشين ، ص 69 . ( 5 ) . تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 144 - 143 . ( 6 ) . براى آگاهى بيشتر از جزئيات تجزيه زنگبار بنگريد به : تقسيم ال الامبراطورية العمانية ، پيشين ، صص 69 تا 261 ؛ تاريخ مسقط و عمان . . . پيشين ، صص 145 - 143 . Loriemer , Historical , op . cit . Vol . 2 . pp . 469 - 472 , The Countries and Tribes of The Persian Gulf , op . cit . pp . 535 - 550 ( 7 ) . همان جا . ( 8 ) . مقصود « حاج احمد كبابى » نياى سديد السلطنه مورخ مشهور بندر عباسى است . حاج احمد كبابى در سال 1273 قمرى / 1857 م . به سمت وزارت ثوينى انتخاب شد . بنگريد به تاريخ مسقط و عمان ، پيشين ، ص 142 . همچنين اسناد شماره 44 ، 55 ، 57 . ( 9 ) . از جزئيات اين امر آگاهى وجود ندارد اما از فحواى نوشته سند شماره 47 بر مىآيد كه او در سال 1275 ق . در جزيره هرموز ساكن بوده و اين دوره مصادف با كشمكش « ماجد » و « برغش » بر سر حاكميت زنگبار است كه انگليسىها به صراحت از ماجد حمايت كرده‌اند . سديد السلطنه از حضور « ثوينى » در جزيره هرموز ياد كرده است . تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 143 .