حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
67
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
توجه خود را به مسائل مركز و شمال ايران معطوف كردهاند ، متأسفانه در كتابهاى تاريخى نيمه اول دوره قاجارى ، اطلاعات و اخبار اندكى از رويدادهاى اين بندر ثبت شده است كه البته اين امر تا حدود زيادى طبيعى مىنمايد . ( 2 ) مسئلهء تابعيت سلطان مسقط به عنوان اجارهدار بندر عباسى در دورهء قاجارى در بخش پيشين نشان داده شد كه به كار بردن عبارت « حاكم » يا « ضابط » بندر عباسى براى « سلاطين مسقط » رسانندهء مفهوم اصلى و ناظر بر واقعيت تاريخى نبوده و با استناد به منابع و مدارك تاريخى مىتوان عبارت « اجارهدار » و « اجارهدارى » را دربارهء سلاطين مسقط و بندر عباسى پذيرفت . به عبارت ديگر ، جايگاه سلاطين مسقط و دستنشاندگان آنان در بندر عباسى بيشتر ، تجارى و مالى است و نه سياسى . در اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه « ارتباط بين سلطان مسقط و ايران چگونه بوده يا به عبارت ديگر ، ارتباط بين سلطان مسقط با پادشاه ايران چگونه شكل گرفته است » و « آيا مىتوان سلطان مسقط را تبعه ايران دانست يا خير ؟ » پيش از بررسى كامل اين موضوع بايد خاطرنشان ساخت كه عبارت « تابعيت » ، معادل انگليسى ( Subject ) به قصد رساندن مفهوم « تاريخى » تابعيت به كار رفته است و نه در مفهوم « سياسى » آن . توضيح اينكه قدمت اصل تابعيت و داشتن سند و مدركى كه نشانگر مليت افراد باشد ، در ايران ، دست كم مربوط به عصر ناصرى - به بعد است و در محدودهء دورهء مطالعه اين بخش - كه دوران پيش از روى كارآمدن ناصر الدين شاه است - قرار نمىگيرد . بنابراين ، در دوره مورد بحث ، افراد ايرانى با شناسنامه يا شناسه ديگرى در كشور شناسايى نمىشدند و مسئله تابعيت ، امرى عرفى و وابسته به مسائل و موضوعاتى مانند قراردادهاى اجتماعى و امور نانوشته بوده است . در نتيجه كاربرد اصطلاح تابعيت براى سلطان مسقط به ويژه در دورهء اول قاجاريه - 1206 تا 1264 ق . / 1792 تا 1848 م . - صرفا با هدف رساندن اين مفهوم به ذهن خواننده صورت پذيرفته است و نگاه اصلى معطوف به الگوها و نشانههاى قراردادى موجود در آن عصر است . اساس طرح اين موضوع نيز معطوف به پاسخگويى به اين پرسش است كه « آيا پادشاهان قاجارى هنگام عقد قرارداد اجاره بندر عباسى با سلاطين مسقط ، آنان را تابع و رعيت خود و ايران مىدانستهاند يا خير ؟ » از آنجا كه در نخستين دورهء حكومت قاجارها ، مسائل مرتبط با « تابعيت افراد » موضوعى قراردادى بوده است ، براى دريافت پاسخى صحيح ، اين مسئله را در دو دوره بررسى خواهيم كرد : دوره اول ، شامل دوران پادشاهى آقا محمد خان تا روى كار آمدن ناصر الدين شاه 1206 تا 1264 ق / 1792 تا 1848 م . و دوره دوم عصر ناصرى ، بين سالهاى 1264 تا 1313 ق . / 1848 تا 1896 م . است . به منظور بررسى دقيقتر اين موضوع ، براى نخستين بار ضمن معرفى اسناد قراردادها و فرمانهاى پادشاهان قاجارى در دوره مذكور ، به بررسى محتوايى و درونى آنها مىپردازيم . اهميت اين امر از آنجا بيشتر نمايان مىشود كه بدانيم متأسفانه در اسناد و روايات منتشر شده به زبان انگليسى ، در بسيارى موارد موضوع « اجارهدارى سلطان مسقط » را به مفهوم حاكميت و تسلط سياسى تعبير و تفسير كردهاند . اين برداشتها نيز از جمله « تحريفات » و وارونه نشان دادن حقايق تاريخى است كه مهمترين ويژگى نوشتهها و مطالعات « تاريخنگاران كمپانى هند شرقى » به شمار مىرود با استفاده از دو سند موجود در اين كتاب - كه به ترتيب در دوران پادشاهى فتحعلى شاه و محمد شاه به منزلهء احكام و اسناد قرارداد با سلطان مسقط تأييد شدهاند - موضوع تابعيت سلطان مسقط در دوره اول بررسى مىشود . موضوع سند اول « فرمان حكومت صيد سعيد خان » است و تاريخ 1226 قمرى را دارد . « 1 » ( س . 1 ) اين سند در بحبوحه جنگهاى دوره اول ايران و روسيه نوشته شده است ، سند ديگر نيز « فرمانى است از محمد شاه قاجار به صيد سعيد خان » كه در جواب نامه و درخواست سلطان مسقط نوشته شده است . « 2 » ( س . 7 ) نامه سال 1226 ق . / 1812 م . فرمان رسمى فتحعلى شاه قاجار به صيد سعيد خان ، امام مسقط است كه به نظر مىرسد پس از حمله مشترك نيروهاى طرفين عليه وهابيون در سواحل قطيف و بحرين و پيروزى نسبى در اين حملات نوشته شده است . « 3 » از آنجا كه اين حادثه در تبيين مسئله « تابعيت » سلطان مسقط و تفسير محتوايى فرمان فتحعلى شاه قاجار مفيد است ، با استناد به منابع تاريخى به بررسى كيفيت اين رويداد خواهيم پرداخت . همانگونه كه پيش از اين گفته شد ، در قرن نوزدهم ميلادى / سيزدهم هجرى ، يكى از تحولات تأثيرگذار در خليج فارس ، شكلگيرى قدرت « آل سعود » به عنوان حاميان اصلى فرقه « وهابى » بوده است . رؤساى اين فرقه مذهبى توانستند در سال 1214 ق . / 1800 م . با تصرف « بندر قطيف » فتوحات خود را در ساحل خليج فارس آغاز كنند « 4 » و
--> ( 1 ) . اين سند براى نخستين بار در اين مجموعه بررسى محتوايى مىشود . ( 2 ) . اين سند براى نخستين بار در اين مجموعه بررسى محتوايى مىشود . ( 3 ) . براى آگاهى بيشتر از اين رويداد بنگريد به : فارسنامه ناصرى ، پيشين ، صص 4 - 703 ؛ و نيز به ناسخ التواريخ ، پيشين ، ج يك ، ص 203 ؛ همچنين : روضة الصفا ، پيشين ، ج 6 ، ص 472 ؛ يا : سديد السلطنه كبابى ، تاريخ مسقط و عمان و . . . ، پيشين ، ص 100 - 99 ؛ - The Gazetteer of The Persian Gulf , Oman and Central Arabia , op . cit , Vol 2 . , p . 444 ; Ibid , Hisorical , Voll . p . 178 - 179 ; روايت متفاوتى از نحوه اعزام سفير به دربار فتحعلى شاه و اعزام نيروهاى كمكى به مسقط در كتاب « باجر » آمده است . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : - Imams and Seyyids of Oman , op . cit , pp . 306 - 316 . ( 4 ) . نبهانى ، شيخ خليفه بن حمد بن موسى ؛ التحفة النبهانية فى تاريخ الجزيرة العربية ، جامع الازهر ، مصر ، 1402 ق ، صص 129 - 131 .