حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
64
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
بندر عباسى و قشم فرض كرد و پس از چند بار مذاكره و گفتوگو با شاه ، فرمانى را به دست آورد كه براساس آن ، اجاره مالياتى بندر عباسى به مدت 75 سال بر عهده سلطان عمان گذاشته شد . » « 1 » روايت مايلز نشان مىدهد كه مسئله اجاره عوارض و ماليات بندر عباسى از طريق يك واسطه - كه همانا رئيس طايفه بنى معين باشد - به سلطان سعيد منتقل شده است . از طرف ديگر ، او تلويحا تاكيد كرده كه « سلطان سعيد » مىدانسته است كه بدون كسب مجوز رسمى از شاه ايران قادر نيست موقعيت رقيب خود ، « بنى معين » را به دست آورد ، از اينرو ، در صدد جلب رضايت شاه ايران برآمد . از طرف ديگر ، از عبارت مايلز مىتوان چنين نتيجه گرفت كه « سلطان عمان » در اين مقطع ، نه به عنوان نيروى بيگانه بلكه در مقام تبعه ايران ، يا دست كم ، كسى كه موقعيت شاه ايران را به رسميت مىشناسد ، در بندر عباسى حضور يافته است و به هيچ وجه مسئله « تسلط سياسى يا در اختيار گرفتن قدرت و حكومت » در ميان نبوده است . در اينجا ، براى نخستين بار ، روايتى ايرانى و بومى از اصل قضيه را از كتابى كمتر شناخته شده ، اما بسيار مهم يعنى « تاريخ جهانگيريه و بنى عباسيان بستك » نقل مىكنيم . نخست يادآورى مىشود كه « خاندان بنى عباسيان بستك » خود را بازماندگان خلفاى عباسى مىدانستند و از اواخر عصر مغول در ناحيه جنوبى ايران و در پسكرانههاى « بندر لنگه » در شهرى به نام « بستك » مستقر شده و به تدريج موقعيت و جايگاه مهمى را در اقتصاد و سياست منطقه به دست آورده بودند . اين خاندان ، در طول تاريخ حضورشان در صحنه سياسى جنوب ايران ، در مقام مرزداران و پاسداران حريم ايران عمل كردهاند . قديمترين سند واگذارى حكومت جنوب به خاندان بنى عباسيان بستك - كه در كتاب تاريخ جهانگيره و بستك چاپ شده است - « فرمان حكومتى بندر عباسى و لارستان از كريم خان زند به شيخ محمد خان بستكى » است كه در سال 1182 ق . / 1768 م . به او اعطا شده است . « 2 » شواهد تاريخى نشان مىدهد كه حكام بنى عباسى بستك در دوران اغتشاش پس از مرگ نادر شاه توانستهاند با استفاده از موقعيت اقتصادى و اجتماعى خود ، در خدمت حفظ امنيت و پاسدارى از مرزهاى جنوبى درآيند و به منزلهء نيروهاى مؤثر اجتماعى و نظامى عمل نمايند و نظر حكام فارس را به خود جلب كنند . به موجب فرمانهاى موجود ، « خاندان بنى عباسيان بستك » در اواخر عصر زنديه ، « حاكم بندر عباسى و جهانگيريه و لشتان و گوده و ايلود » « 3 » بوده و در جريان حمله نافرجام « زكى خان » به مسقط ، از حاميان اصلى لشكريان زند محسوب مىشدهاند . بخش عمدهاى از حوادث و رويدادهاى بندر عباسى ، به صورت اسناد و مكاتبات و مراسلات حكومتى ، در اختيار بازماندگان اين خاندان قرار داشته ، كه بخشى از آن با عنوان تاريخ جهانگيريه و بنى عباسيان بستك در سال 1333 خورشيدى منتشر شده است . اين كتاب ، حاوى اسناد و گزارشهاى دست اولى از رويدادهاى نواحى جنوب ، به ويژه بندر لنگه ، لارستان و بندر عباسى است . نويسنده اين كتاب ، خود ، از حكام محلى جنوب در اواخر عصر قاجارى بوده است . « محمد اعظم خان بستكى » دربارهء نحوه « اجاره عوارض و گمركات بندر عباسى در سال 1205 هجرى به سلطان عمان » مىنويسد : « هادى خان بستكى غالبا در بنادر لنگه به رتقوفتق و اصلاحات بين مشايخ عرب آنحدود مىپرداخت ، هنگامى كه در بندر گافرخان بين مغويه و لنگه اقامت داشت گزارشاتى از مشايخ قواسم رسيد كه طايفه خوارج حفير و قسمت سحار كه جزو مشايخ قواسم رأس الخيمه است به تصرف درآورده و سلطان مسقط هم جمعيت كثيرى از اعراب دريانورد به طرف جزاير قشم و بندر عباس فرستاده و كشتىهاى متعددى به آب انداخته است ، هاديخان جمعيت زيادى به سركردگى شيخ سلطان مرزوقى و پسرش و مشايخ قواسم بندر لنگه به كمك مشايخ قواسم رأس الخيمه « جلفار » فرستاد و پسرش شيخ عبد النور با جمعيت و تفنگچيان بستكى و جهانگيره و كهورستانى از طريق دژگان براى حفاظت بندر عباس و جلوگيرى از اعراب متجاوز اعزام داشت و عبد اللّه خان حاكم لار نيز درخواست كرد كه تفنگچيان سبعه و لارستانى نيز به كمك شيخ عبد القادر اعزام دارد و خود هاديخان با مشايخ شيبكوه ، مرزوقى ، چاركى ، بشيرى ، عبيدلى ، حمادى ، نخيلوئى ، نصورى ، تميمى ، مالكى و حرمى كه جمع آورده بود به بندر عباس و قشم از طريق دريا و خشكى رهسپار شدند ، چون نيروى دريائى خشكى هاديخان بستكى به بندر عباس رسيد جمعيت عبد اللّه خان لارى نيز وارد شد ، تا آن موقع طائفه خوارج و اعراب مسقط كه در درياى عباسى و قشم تاخت و تاز داشتند فقط جزاير كوچك ممحله را و هنگام و غيره را به تصرف درآورده و به محاصره جزيره قشم مشغول بودند لذا هادى خان مشايخ عرب شيبكوه و تفنگچيان كه در حدود شش هزار نفر جمع بودند با كشتىهايى كه همراه خود داشتند و كشتىهاى دولتى به مقابله خوارج فرستاده و پس از زدوخورد در دريا ، جزاير هنگام و ممحله را مسترد داشتند ، در اين موقع مشايخ قواسم و مرزوقى و عجمان كه پس از شكست دادن خوارج و پس گرفتن محال خود و اخراج آنان به كمك شيخ قشم دريانورد بودند به كشتىهاى جمعيت هاديخان ملحق شده و به طرف بقاياى كشتىهاى جنگى سلطان مسقط و خوارج حمله آورده آنها را فرار دادند ، سلطان مسقط ناچار دست از جنگ كشيده چارهاى جز مسالمت نديد ، لذا چند نفر از نماينده خود براى قرار اصلاح به بندر عباس نزد هادى خان
--> ( 1 ) . The Countries and Tribes of The Persian Gulf , op . cit . p . 287 ( 2 ) . The Countries and Tribes of The Persian Gulf , op . cit . p . 287 ( 3 ) . در متن فرمان كريم خان زند به محمد خان بستكى به تاريخ 1187 هجرى آمده است : « فرمان عالى شد آن كه مفاخر الالقاب زبدة العارفين شيخ محمد بستكى حاكم بندر عباسى و جهانگيريه و لشتان و گوده و ايلود به توجهات خاطر خطير بندگان و الا اميدوار بوده بداند كه عالى جاه رفيع جايگاه شوكت و اقبال پناه امير الامراء العظام محمد زكى خان زند سردار عمان حواله و برات فرمودهايم . . . » بنگريد به : تاريخ جهانگيريه و بنى عباسيان بستك ، پيشين ، ص 156 .